<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ایــده</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/</link>
<description>ایـده بده تا ایـده بگیری</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 20:31:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>رسانه خیابان </title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-148.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;  &lt;FONT color=#00cc00&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt; رسانه خیابان &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   &lt;FONT color=#006600&gt;  جا دارد از حضور خیابانی و اعتراضی مردم تهران، شیراز، مشهد، تبریز، رشت و دیگر شهرهای شجاع کشورمان در 13 آبان تقدیر کنم. در جامعه ای که رسانه های عمومی نمی توانند صداهای جامعه را پخش کنند خیابان که عمومی ترین جا است جای اعتراض است و جا دارد که خیابان ها را تسخیر کرد و اعتراض های اینچنینی که برد مؤثرتر و مفیدتری دارد را همچنان با قوت و شدت ادامه داد. با این حال هیچ وقت نباید نسبت به خطاها و کاستی هایی که در هر کار انسانی وجود دارد غافل شد، خصوصاً خطاهایی که قبلاً تجربه شده اند. جنبش سبز هم از این قاعده مستثنی نیست و از این زاویه برای تقویت آن هر از چند گاهی نیاز به تنقیح و بررسی بی طرفانه دارد. از طرف مقابل حداقل باید این درس را بگیریم که اگر خود را نقد نکنیم و انتقادی درون جنبشی نداشته باشیم، خود عامل انحطاط و انزوای خود می شویم. در این نوشتار در نظر دارم قدری از این زاویه به حرکت های خیابانی جنبش سبز نگاه کنم و به نکاتی اشاره کنم.   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;1. این اولین تجربه مردم ما در حرکت های اجتماعی است که بدون رهبر می خواهند جنبشی را از طریق ساختار شبکه ای به پیش ببرند. لذا طبیعی است که در اوایل کار اشکالات و معایبی در نحوه حرکت، طرح مطالبات، دسته بندی و اولویت بندی مسایل پیش آید. از این رو نباید چندان خوشبین بود که همه چیز طبق برنامه و راهبردی از قبل تعیین شده پیش برود.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;2. درست است که جنبش سبز بر خلاف جنبش اصلاحات، علاوه بر نخبگان و قشرهای دانشگاهی، توده های مردم را هم در بر می گیرد اما این گستردگی همچنان نیاز به وسیع تر و عمیق تر شدن دارد. در این شرایط نیاز است که تا حد ممکن جامعه به لحاظ ترویج و تعمیق اصول و دیدگاه های فکری این جنبش یکپارچه شود. شاید هیچ جامعه ایی به اندازه ایران اینقدر دچار اختلاف دیدگاه در بین عوام و نخبگانش نیست. نه فقط بین نخبگان و نخبگان، نخبگان و عوام، بلکه حتی بین عوام اینقدر اختلاف فکری و بینش در هیچ جامعه ای- حداقل در جوامع باثبات و آنهایی که به دموکراسی رسیده اند-  نیست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;3. طرح خواسته های حداقلی و عملی که بتواند حامیان بالفعل حداکثری داشته باشد به گسترده تر شدن جنبش کمک می کند. بسیاری از خواسته های سیاسی مورد قبول اکثریت مردم کشور است اما در عمل ممکن است مورد استقبال آنها قرار نگیرد و این بخش از حامیان حرکتی در نشان دادن این خواسته ها نداشته باشند. جنبش سبز بهتر است از خواسته هایی شروع کند که حامیان بیشتری حاضر باشند برای دفاع از آن خواسته ها حرکت کنند. برای مثال برکناری شخص اول مملکت یا تغییر قانون اساسی ممکن است خواست بسیاری از مردم کشور باشد اما مطرح کردن آن، در عمل آن قدر حمایت را به همراه ندارد. واضح تر اینکه شعار طرفداری از مهندس موسوی از بار اجتماعی بالاتری نسبت به شعار علیه آقای خامنه ای برخوردار است. به همین صورت نه شرقی نه غربی، دولت سبز ملی توان اجتماعی بالاتری نسبت به نه شرقی نه غربی جمهوری ایرانی دارد. همچنین اجرای کامل قانون اساسی مقبولیت عملی بیشتری دارد تا تغییر اساسی قانون اساسی.  حرکت بزرگ و بی سابقه مردم در روز 22 خرداد یکی از عواملش همین بود که کاندیدای خواست ملت که عملاً از او حمایت کردند مطالباتی حداقلی مطرح کرد طوریکه مردمی که این جنبش را در آن روزها خلق کردند با طرح چنین خواسته ها و شعارهایی بیشترین همبستگی و همرنگی را در جامعه به نمایش گذاشتند. رادیکال کردن خواسته ها و شعارها و تند و تیز کردن حرکت ها باعث باریک تر شدن جبهه های حرکت جنبش سبز می شود که این باعث افزایش ضربه پذیری جنبش می شود. علاوه بر حرکت های طولی جنبش سبز به سمت مخالفان، لازم است به همان اندازه و بل بیشتر به فکر حرکت های عرضی به سمت موافقان جنبش بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;4. اشکالی ندارد که کسی نظر های متفاوتی برای پیشبرد حرکت جنبش سبز بدهد ولی مطرح کردن برخی خواسته ها به عنوان محور مطالبات بهتر است که با در نظر گرفتن ظرفیت های جامعه و ساختارهای مورد توافق اکثریت جامعه صورت گیرد. نظریه پردازان بجای عقلانی کردن خواسته های جدید و یا طرح شعارهای جدید ولو کوچک و کاملاً مصداقی، بهتر است به تعمیق و تبیین خواسته های گذشته و حال بپردازند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;5. فقط به فکر اینکه چه چیزی حق است نباید بود بلکه به فکر اینکه چه روشی جواب می دهد هم باید بود. البته استفاده از روش های نادرست ولو آنکه کارگر باشد درست نیست. حتی آنکه شعاری منجر به تغییری شود اما اگر به خود شعار اعتقاد نداریم سر دادن آن درست نیست. بر خلاف رویه طرف مقابل که وسیله را با هدف توجیه می کنند (مهم هدف است و نه وسیله)، برای ما هدف و وسیله به یک اندازه مهم است. در انتخابات یکی از دلایل موفقیت اکثریت اصلاح طلبان این بود که آنها از کاندیدایی حمایت کردند که امکان رأی آوری اش زیاد بود. اینکه چه کسی اصلاح طلب تر است را موقتاً کنار گذاشتند و دنبال این رفتند که کدام گزینه امکان رأی آوری بیشتری دارد. بعد از انتخابات هم باید به فکر راه و روش هایی بود که جواب دهد ولو آنکه حق و حقوق مردم خیلی فراتر از پیمودن این راه ها باشد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 20:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=148</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-148.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش کنفرانس سال گذشته</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-147.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;گزارش کنفرانس سال گذشته&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 20:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=147</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-147.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>13 آبان در مناطق</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-146.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#00cc00 size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;13&lt;/FONT&gt; آبان در مناطق&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   &lt;FONT color=#006600&gt;  تقریباً همه راهپیمایی ها برای نشان دادن اعتراض است. در کشور ما موارد اعتراض زیاد است که عمده آنها از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر شروع شده. شاید برای بعضی هنوز حق بودن اعتراض جای سؤال باشد اما غیر از نتیجه انتخابات، در مملکتی که قبول ندانستن نتیجه انتخابات جرم تلقی شود، می توان عمق اعتراض را پیش بینی کرد.  بدتر از آن اینکه بیایند بخاطر این جرم!، کسی را در خیابان و یا زندان بکشند و قاتل را هم معلوم نکنند و هیچگونه پیگیری را جواب ندهند و در عوض کسانی که از این روند معترض هستند را بدون آنکه به آنها بگویند جرمشان چیست بازداشت کنند. بدون آنکه تفهیم اتهام شوند آنها را در جاهای نامعلوم نگهداری کنند. بدون آنکه دادگاهی شوند و حکمی برای آنها صادر کنند ماه ها در سلول های انفرادی و بند های عمومی نگه دارند. مجبور به اعتراف کنند حتی اگر شده به کارهای ناموسی آنها را بدنام کنند. صدا و سیما هم به میل آنها فقط یک صدا را پخش کند و اعتراضات را وارو کند. روزنامه ها هم از پوشش اخبار اعتراضی جامعه بر حذر دارند و آنهایی که برد بیشتری دارند را توقیف کنند. سایت های اینترنتی معترض و پرطرفدار را هم فیلتر کنند. آن دسته از دانشجویان معترض که علناً مخالفت خود را اعلام می کنند را هم از تحصیل محروم کنند و یا به کمیته های مختلف احضار کنند. اساتید با عقاید مخالف هم تا بتوانند بازنشست کنند و ممنوع التدریس کنند. هنرمندی که به کاندیدایشان رأی نداده هم ممنوع الخروج کنند. مدیران و مسئولانی هم که در انتخابات از کاندیدای رقیبشان حمایت کردند از کار برکنار کنند. آنگاه که برای پیگیری به نهادی مرجع مراجعه کنی بگویند ما خبر نداریم و نهایتاً دست به دعا شوی و دعای کمیل بخوانی و باز هم دستگیر شوی. آنگاه به همه این مسایل گفته شود اینها توطئه دشمنان است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 20:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=146</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-146.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جایزه 88 ایـده  (1)</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-145.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;جایزه &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;88&lt;/FONT&gt; ایـده  &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;(1)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;       &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.villagephotos.com/p/2009-1/1333448/P2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 20:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=145</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-145.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چشمان علما و غرب</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-144.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#009900 size=3&gt;چشمان علما و غرب&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;     &lt;FONT color=#006600&gt;چند روز پیش خبری خواندم که آیت الله جوادی آملی انتقادی به منشور حقوق بشر وارد کرده است. می توانید این خبر را از&lt;FONT color=#009900&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=69700&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;اینجا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; بخوانید. انتقاد اصلی ایشان این است که این منشور بر اساس مبانی غیر ازلی تدوین شده است. در این نوشتار در نظر دارم در این خصوص به چند نکته اشاره کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;OL type=1&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;پیش فرض هایی که بسیاری از علما و فقهای ما نسبت به آنچه توسط دانشمندان، متفکران و فیلسوفان غربی تدوین شده با تلقی که اکثر عوام ما نسبت به دنیای غرب دارند تفاوت چندانی ندارد. برای مثال در همین اظهار نظر در مورد حقوق بشر، آقای آملی می گوید که« آنها (غربی ها) بین خوک و گوسفند فرقی نمی‌گذارند». اینکه کسی فکر کند در غرب (به خاطر آزادی و حقوق بشر) هر کسی حق دارد هر چه می خواهد بخورد پس آنها فرقی بین هیچ گوشتی نمی گذارند و یا چون به همه خلایق به دیدی مادی نگاه می کنند پس فرقی بین هیچ گوشتی نمی گذارند ناشی از همان تصور عامیانه و تبلیغ شده ای است که در جامعه ما نسبت به غرب وجود دارد. یادم می آید ماه های اول که تازه به اینجا آمده بودم تلفنی با یکی از اقوام مان صحبت می کردم، او می خواست بداند در اینجا چه نوع غذاهایی است. می گفت که خیلی ها از او پرسیده اند که آیا اینجا گوشت مرغ و گوساله و گوسفند هم پیدا می شود. حتی پسر کوچکی داشت که می گفت اگر طالب برگردد و بیاید خانه مان و در یخچالمان را باز کند و ببیند که گوشت قورباغه نیست ... . این مثال نمونه ای از یک تصور نادرست است. البته اینجا جای بحث در این مورد نیست ولی چون این مثال زده شد، بد نیست که بگویم اینجا درست است که گوشت خوک هم در فروشگاه های مواد غذایی می توان پیدا کرد اما گوشت های اصلی و رایج دقیقاً همان هایی است که خودمان در ایران داریم (گوساله، گوسفند، مرغ، ماهی و میگو). در هر رستوران و یا برگری که بروی هم همینطور است و از این لحاظ باید آنقدر گشت تا بتوان جاهایی را پیدا کرد که گوشت  چنین حیواناتی (آن هم خوک نه هر نوع جانوری!) طبخ شود. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;در مورد نگاه جنسی که به غرب وجود دارد یادم می آید موقعی که دوره راهنمایی بودم تلویزیون برنامه ای به نام سراب پخش می کرد و نشان می داد که دختران در آمریکا در سنین نوجوانی به علت روابط نامشروع حامله می شوند. خودم آن موقع از آن برنامه برداشت کردم که در این کشور رابطه جنسی مثل حیوانات آزاد است طوریکه هیچ محدودیت و یا منعی برای این کار وجود ندارد. هر چند که این موضوع را کمتر کسی بود که به راحتی با من صحبت کند اما کمابیش احساس می کردم که در جامعه ما حداقل بین عوام چنین تصوری نسبت به غرب وجود دارد. در این باره قبلاً در 2 پست جداگانه مطالبی ارایه کرده ام که می توان با نگاه به واقعیت های اینجا پی برد که این تصویرها و تصورها تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;از 2 مورد فوق می خواهم این نتیجه را بگیرم که بر اساس همین تصورات تبلیغ شده در رسانه های رسمی کشورمان است که بسیاری از فقها و علمای ایرانی نقدهای تند خود را بر فرهنگ و معارف غرب وارد می کنند. برای تأیید این ادعا می توانم به مقایسه دیدگاه های این بخش از روحانیون با روحانیونی که مدتی در غرب زندگی می کرده اند، اشاره کنم. تا آنجایی که این صنف را می شناسم و آثار آنها را مطالعه کرده ام این تفاوت در نگاه به غرب را در آرای آنها به وضوح دیده ام. برای مثال وقتی به نظریات روحانیونی چون مرحوم مطهری، مرحوم بهشتی، مجتهد شبستری، سید محمد خاتمی و محسن کدیور - که هر کدام سالهایی از عمرشان را در غرب گذرانده اند- نگاه می کنیم می بینیم که در مقایسه با همکسوتان خود دیدگاه های ملایمتری نسبت به غرب دارند. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;البته نوع نگاه به غربِ روحانیون فقط متأثر از زندگی کردن در غرب نمی شود بلکه شاید مهمتر از آن به مطالعات و منابع معرفتی مطالعاتی آنها بر می گردد. به جنبش راه سبز (جرس)! قاطع می توان گفت که بسیاری از روحانیون ما که از معارف و علوم انسانی غرب و به طور کلی مدرنیته ایراد می گیرند، نه فلسفه آنها را خوانده اند، نه علوم آنها و نه تاریخ آنها را. آنهایی که خوانده اند مثل مرحوم علامه طباطبایی نگاهی به آن تنگی به غرب ندارند. در واقع این پیش زمینه های معرفتی و مطالعاتی پیشینی روحانیون بوده که اساس نظرورزی های بعدی آنها را شکل می داده است. اگر آنها همانند مرحوم مطهری می آمدند کتب معرفتی غربی را می خواندند و آنها را بخاطر ضاله انگاشتن از اساس رد نمی کردند، اینقدر نسبت به مقوله های مدرن و امروزی مثل آزادی، دموکراسی و حقوق بشر سر ستیز نداشتند.    &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 20:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=144</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-144.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>الگوریتم آب پر کردن در مخابرات</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-143.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#990066 size=3&gt;الگوریتم آب پر کردن در مخابرات&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#990066 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs344.xs.to/xs344/09434/1212917.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 21:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=143</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-143.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراض سبز</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;اعتراض سبز&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#006600&gt;   &lt;FONT color=#006600&gt;یکی از همراهان و فعالان همیشگی این وبلاگ، &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://avaejam.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;عباس کمالی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; کامنتی برای پست قبلی گذاشت و ضمن اشاره به نکته ای مهم مبنی بر شروع فرهنگ سازی اعتراض از درون خانواده ها، مرا بر آن داشت که این پست را به این مطلب اختصاص دهم. ابتدا سعی می کنم رگ و ریشه این فرهنگ را در تاریخ مذهب شیعه جستجو کنم، سپس نمونه هایی از پرورش فرهنگ اعتراض در خانواده های ایرانی نشان دهم و نهایتاً به ضرورت فرهنگ سازی نوع متمدن اعتراض در این برهه از تاریخ اجتماعی سیاسی کشورمان بپردازم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 19:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>13 آبان و آب</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-141.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#3300ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;13&lt;/FONT&gt; آبان و آب&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 15:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=141</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-141.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روشنگری سبز</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#009900 size=3&gt;روشنگری سبز&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;FONT color=#006600&gt;   اگر بخاطر داشته باشید چندی پیش از طرف کسی به نام مستهلک کامنتی داشتم مبنی بر اینکه بجای پرداختن به مسایل سیاسی و اجتماعی و وبلاگ نویسی به درس و مشقم برسم و ... . قرار شد که در 2 نوبت پاسخ دهم . قسمت اول در مطلبی با عنوان پس انداز اجتماعی ارایه کردم حال به قسمت دوم می پردازم. این بخشی از آن کامنت است: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;« &lt;EM&gt;... این انقلابها و تظاهراتها و حقوق شهروندی گفتنها همه همه میگذره. باور کن زمانی عباس عبدی و امثالهم درس و مشق رها کردند افتادند دنبال این چیزا حالا بعد از مدتها سرشان به سنگ خورده و خوار پشیمون هستند.&lt;BR&gt;بر من ایراد نگیر. من چهار تا پیرهن بیشتر شما پاره کرده ام کار انجام میدهی باید نتیجه بدهد. باور کن این بحثها نتیجه نداره. برای کی مینویسی. روسای ادارات که نمیخونن. افراد تحصیلکرده هم رییس نمیشوند. چه بسیار فارغ التحصیلای دانشگاههای معتبر تهران و شریف و ... دیه ام که دنبال بحث متفرقه رفته اند و بعد از چند سال چشم باز کرده اند دیده اند ای دل غافل عمر گذشت و بحث تمام شد. یه روزگاری اقای ناطق علیه خاتمی و اصلاحات بود و رفسنجانی با او متحد و مردم لج کردند به خاتمی رای دادند بعد از 8 سال خاتمی و ناطق و رفسنجانی !! بعلاوه کروبی و موسوی در کنار هم شده اند طرفدار اصلاحات!!! معلوم نیست چه خبره. سیاسته دیگه دنیاشه دیگه. اینکه میگم دنبال سیاست و ... نباش همینه. ...&lt;/EM&gt; »&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 16:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاک جم، خاصه جم</title>
<link>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#990000 size=3&gt;خاک جم، خاصه جم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 00:50:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=talebmoazzeni&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>talebmoazzeni</dc:creator>
<guid>http://talebmoazzeni.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
