تبليغاتX
ایــده

قدرت تجمع  (1)

     این نوشتار به ذکر خاطره ای از تجمعی کوچک در سال 1379 در جم که به منظور پیگیری یک خواسته محلی (لوله کشی گاز) برای بخشی از محله ما برگزار شد، می پردازد. از آنجایی که این تجمع به جواب انجامید صلاح دیدم که اثر تجمعات مردمی را با این خاطره نشان دهم.

    در نیمه دوم دهه 70 برای قسمت اعظم شهر جم لوله کشی گاز کردند. آن موقع این امکان را از قسمتی از محله ما که حدود 20 خانوار بودند دریغ کردند. همسایه های ما از من می خواستند که نامه بنویسم و این خواسته را پیگیری کنم. خودم هم از این که می دیدم در برابر دیگرانی که هم محلی هستیم و به اسم شهر در یک محل زندگی می کنیم، اجحافی در حق ما شده، نمی توانستم نسبت به این موضوع بی تفاوت باشم. از طرفی دیگر می دیدم که جز خودم کس دیگری در محل نیست که بتواند پشت سر هم این خواسته را دنبال کند و لذا بر آن شدم که این مسأله را از تمام راه های ممکن بروم تا به جواب برسیم. نزدیک 2 سال تا توانستم به این مسئول و آن مسئول نامه نوشتم. از شورای اسلامی شهر و بخشداری جم (آن موقع جم بخش بود) و دفتر شرکت گاز استان فارس در جم (آن موقع زیر نظر فارس بودیم) گرفته تا چندین مسئول در دفتر مرکزی این شرکت در شیراز و تا دیدار حضوری با مدیر عامل این شرکت در آنجا همه را یک به یک درخواست کتبی و پیگیری حضوری داشتم اما هیچکدام به جواب نرسید. عذری (یا بهانه ای) که داشتند این بود که می گفتند در محل شما قرار است طبق نقشه هادی شهر، خیابانی را مستقیم کنند. تنها آن موقع است که می توان بر اساس آن نقشه دایمی لوله کشی شود. مسیری که وجود داشت 4 پیچ داشت که طبق نقشه می بایست با تملک اراضی ( که شامل مغازه، چند واحد مسکونی و مقداری زمین مزروعی و چندین اصله نخل می شد) این مسیر را مستقیم کنند. مسئولان گاز البته حرفی نداشتند می گفتند ما منتظر جواب شهرداری جم هستیم اگر آنها نقشه راه را همانطور که شما می گویید برای ما مصوب کنند ما اقدام می کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 0:6 |

ادامه تحصیل در خارج از کشور


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 و ساعت 0:13 |

تاریـخ سبز

     برخی فعالان جنبش سبز تلاشی تحسین آمیز کردند و مجموعه رخدادهای سبز کشورمان را یه صورت کتاب در آورده اند که قطعاً مستنداتی برای ثبت در تاریخ ایران است. می توانید از این لینک یکی از این کتاب ها که به  نظرم کاملترین مجموعه نوشتاری و تصویری از جنبش سبز است را دانلود کنید. به فکرم آمد که ممکن است زمانی برسد که از این مستندات در کتاب های تاریخ در مدرسه و یا دانشگاه استفاده شود. در اینجا نمونه ای از سؤالات احتمالی درس تاریخ در امتحانات نهایی سال 14xy می آورم. 

  1. مهمترین دست آوردهای جنبش سبز مردم ایران را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید.
  2. چرا بسیاری از حامیان میرحسین موسوی دستگیر و زندانی شدند؟ 
  3. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چه نقشی در جنبش سبز داشت؟
  4. بزرگترین تقلب در انتخابات جمهوری اسلامی مربوط به کدام انتخابات بود؟
  5. جنبش سبز در دوران کدامیک از رهبران جمهوری اسلامی شکل گرفت؟
  6. 5 تن از مخالفان اصلی جنبش سبز را نام ببرید.
  7. عظیم ترین راهپیمایی تاریخ ملت ایران مربوط به چه مناسبتی و در چه تاریخی رخ داد؟
  8. 5 تن از شهدای جنبش سبز را نام ببرید.
  9. چند نمونه از مراسمات دینی که توسط مقامات جمهوری اسلامی لغو شد را نام ببرید.
  10. علت کشتار خونین پس از راهپیمایی میلیونی 25 خرداد 88 چه بود؟
  11. کدام شخصیت سیاسی علیرغم سکوت انتخاباتی، پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر و زندانی شد؟
  12. علل اعتراف گیری از شخصیت های سرشناس اصلاح طلب در جلسات محاکمه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم به اختصار شرح دهید.
  13. چند تن از مراجع تقلید که از جنبش سبز حمایت کردند را نام ببرید.
  14. فاجعه کهریزک را توضیح دهید.
  15. 3 تفاوت بین شهدای جنگ تحمیلی با شهدای جنبش سبز را به اختصار شرح دهید.
  16. کدام دولت جمهوری اسلامی از یکی از مراجع عظام شکایت کرد؟  
+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 0:2 |

پس انداز اجتماعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 0:4 |

مساجد سبز

      در اواخر سال 1379 در یکی از جلسات شورای مرکزی انجمن نواندیشان دانشگاهی استان بوشهر در منطقه جم و ریز بحثی داشتیم که در شب های دهه اول ماه محرم که در حسینیه ها مراسم عزاداری برگزار می شود چهره های روشنفکر منطقه هم در این مجالس صحبت کنند. دغدغه اصلی ما این بود که روحانیون سنتی بیانی ناکارآمد از اسلام ارایه می دهند که نمی تواند به دردهای دینی مردم زمانه خصوصاً جوانانی که با آموزه های جدید و مدرن آشنا شده اند، پاسخ دهد. 2 دیدگاه اصلی وجود داشت: یک دیدگاه که توسط یکی از چهره های شاخص انجمن، آقای عبدالمجید اجرایی مطرح شد، این بود که ما نشست هایمان را از مجالس سنتی آنها جدا کنیم طوریکه خود و مخاطبان خود در اماکن دیگر حاضر شویم و در همانجا هم صحبت کنیم و هم احیاناً پرسش و پاسخ داشته باشیم. دیدگاه دوم که خودم مطرح کرده بودم این بود که ما با هماهنگی با هیأت امنای حسینیه ها در همان مجالس سنتی حاضر شویم و در کنار همان واعظان و روحانیان به ارایه صحبت بپردازیم. هر کدام از ما دلایل خاص خودمان داشتیم: آقای اجرایی نظرش این بود که توده ها به لحاظ فکری بسیار متصلب هستند و هیچ صحبت جدیدی بر آنها اثر نمی کند و لذا بهتر است ما مخاطبان خودمان را پیدا کنیم و ولو آنکه کم باشند اما به تدریج دایره آنها وسیعتر می شود. اما خودم می گفتم مخاطبانی که افکار ما را قبول دارند دیگر چه نیازی است که تلاش فکری برای آنها داشته باشیم، آیا بهتر نیست که تلاش های خود را صرف آنهایی بکنیم که نمی دانند روشنفکران از دین و اسلام چه می گویند؟ وانگهی جدا جلسه تشکیل دادن احتمال دارد از دید عموم یک تقابل با مذهب تلقی شود. نهایتاً هیچکدام از این 2 دیدگاه نتوانست به تصویب برسد ولی مقرر شد که هر کس که مایل است، در صورت علاقمندی تعدادی از اهالی محل به صورت انفرادی ( و نه از طرف انجمن ) در حسینیه محل خود قبل از صحبت های روحانی، صحبت کند. آنچه در عمل اتفاق افتاد یک صحبت توسط یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن، مرحوم جلیل فیروزی در یکی از اماکن عمومی منطقه بود که البته عواملی نگذاشتند که وی بتواند ادامه دهد. دیگری خودم بودم که ابتدا در یکی از حسینیه های مرکز شهر جم یک صحبت کردم که می رفت که ادامه پیدا کند اما به علت ممانعت بخشداری جم، از آن به بعد به حسینیه محل خودمان رفتم و آنجا هم دوباره با مخالفت هایی همراه شد طوری که بیش از 4 جلسه نتوانستم صحبت کنم.        

     با مقدمه فوق، اکنون پیشنهادی برای دینداران دارم و آن اینکه برای نماز گزاردن، آنهایی که مرامشان با جنبش سبز است از میان مساجد محل های زندگی خود یک مسجد را انتخاب کرده و نماز خود را در آنجا بخوانند. این نه فقط به عنوان یک حرکت خودجوش مردمی جهت تقویت جنبش سبز بلکه به عنوان پایه گذاری یک نهضت دینی معترض به اشاعه اسلام واپس گرا که مدتی است در کشورمان تبلیغ می شود پیشنهاد می شود. ما در تاریخ اسلام و تشیع 2 مکتب اخباریون و معتزله داشته ایم. اخباریون گروهی از علمای شیعه بوده اند که از دخالت عقل در اصول و فروع دین پرهیز می کردند. اکنون هم گروهی به قدرت رسیده که راه آنها را دارد ادامه می دهد.  در مقابل عده ای از معتزله که به حجیت عقل باور داشتند و آنچه را عقلانی می دیدند شایسته پیروی می دانستند. امروزه بخشی از روشنفکران دینی (و یا دیندار) از همین زاویه به دین و دینداری می نگرند. آنها معتقد به کرامت و آزادی و اختیار انسان هستند و بر این باور هستند که نه تنها انسانها خود مسئول سرنوشت خود هستند و لذا باید بر سرنوشت خود حاکم باشند بلکه خدا هم مسئول است. البته در سطح اندیشه، قرائت های مختلفی از دین بیان می شود اما آنچه به نظر نگارنده مقتضای مبرم زمان و مکان ما است تقسیم بندی کل تفکرات به متحجر و غیر متحجر است. به لحاظ اجتماعی و سیاسی آنهایی که معتقد به جنبش سبز هستند معتقد به اسلام غیر متحجر هستند و نمی خواهند اسلام متحجر بر آنها حاکمیت کند.  از این منظر اگر بخواهیم از سیطره اسلام متحجر بر فضای اجتماعی و زندگانی مردم بکاهیم لازم است که در این زمینه اعمال دینی منسجمی داشته باشیم. در آن دوران، نخبگان پیشقدم بودند و مباحث مربوط به تمایز ات آن 2 تفکر را باز می کردند طوریکه عمده مسایل فقط بین آنها می چرخید اما امروزه جا دارد علاوه بر این بحث های کارشناسی، بین مردم هم عملاً این وجه از تفکر دینی عقل مدار به صورت دسته جمعی نشان داده شود.  

    ایرانی قرن 20 و 21 شایسته نیست که مبلغان مذهبی اش او را مانند انسان عصر حجر ببینند. لازم است به آنها نشان بدهیم که ما این نوع نظرگاه که برخاسته از برداشت دینی آنهاست را قبول نداریم و در عمل این اعتراض را در کانون های دین ورزی عرصه عمومی (مساجد) نشان دهیم. لازم است مساجدمان را به عنوان خانه های خدا با اسلامی غیر مرتجع آباد کنیم و راهمان را از آنهایی که با واپس گرایی و خرافه گویی دایره دینداری را کوچک کرده اند جدا کنیم. اگر نمی خواهیم تفکرات تنگ نگرانه و واپس گرایانه مذهبی - که قابلیت بهره برداری برای تقویت بنیادهای استبداد  و خودکامگی و عوام فریبی دارند،- جامعه رشیدمان را ضعیف و مرتجع کند بر ماست که به خود آییم و کاری بکنیم. ما برای احیای این نوع دینداری نیاز به قیام در خیابان ها و یا مبارزه با مخالفان نداریم بلکه قعود دسته جمعی در خانه های خدا را ترجیح می دهیم. ما نمی خواهیم جنگ مذهبی راه بیندازیم چون با دینداری خشونت گرا مخالف هستیم. ما برای تنظیم رابطه خود با خدای عالم جهت معنی دادن به زندگی و رسیدن به معنویتی سازنده با مخالفان عقیدتی خود درگیر نمی شویم؛ بجای آن با همنوایی و همرنگی و پیش هم بودن در خانه های دینداری، با صفا و صمیمیت با خدای خود راز و نیاز می کنیم.  

+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:23 |

آغاز آخرین سال تحصیلی ام


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 0:2 |

توسعه محلی سبز

     توسعه محلی یعنی اینکه توسعه را در مقیاسی محلی مطرح کنیم و بجای خطاب قرار دادن مسایل کلان کشور به مسایل محل و منطقه و یا اجتماعی که منافع مشترکی با آن داریم بپردازیم. توسعه محلی یعنی اینکه بیاییم از زاویه ای محلی به امکانات و ظرفیت های رشد یک منطقه به اجتماع و فرهنگ آن محل بپردازیم و در مقیاسی محلی به توسعه آن منطقه نگاه کنیم. مثلاً سینما، شب شعر، آب و برق و گاز، حمل و نقل، آسفالت کوچه ، پارک محله و ...

    البته شاید نتوان توسعه محلی را به طور کامل از توسعه ملی و کلان یک کشور کاملاً جدا کرد و درست است که بخشی از مسایل اجتماعی و فرهنگی در هر منطقه ای ریشه در سیاست ها و مدیریت های مرکزی و کلان کشور دارد، اما با این حال جدا از آنکه چه تصمیم گیری های کلانی در پایتخت برای کل کشور می شود، می توان حوزه های مستقلی را در هر محل یافت که ربطی به کل کشور نداشته باشد. به عبارتی دیگر با وجود رضایتمندانه ترین برنامه ها و سیاست ها در پایتخت، باز ممکن است یک سری بخش ها در مناطق مسایل حل نشده ای داشته باشند که مانع توسعه در آن محل شود و یا بر عکس سیاست های مرکزی نادرستی اعمال شود اما حوزه هایی در مناطق باشند که به علت برخورداری از مبانی توسعه محلی، آن محل نشانه هایی از توسعه را با خود داشته باشد.

    از این رو است که می توان حرف از توسعه محلی زد. اما چگونه می توانیم آن را به سبز بودن ارتباط بدهیم؟

1. بسیاری از خواسته های ملی در جنبش سبز، خواسته های محلی هم هستند. مثلاً دفاع از حقوق شهروندان و حق اعتراض مدنی برای همه اقشار و اصناف جامعه. برای مثال یکی از خواسته های کارگران و کشاورزان در هر منطقه ای این است که یک نهاد مستقل برای انعکاس خواسته های صنفی خود داشته باشند طوریکه بتوانند بدون هزینه تجمع کنند  و یا حتی طومار بنویسند و خواسته های خود را به شکلی کاملاً مدنی و بدون خشونت دنبال کنند. و یا اینکه شهروندان آزاد باشند که برای انعکاس نکته نظرات خود در مورد مسایل محلی سایت ها  و رسانه های آزاد داشته باشند. همچنین قانون مداری: بسیاری از کارهای محلی سلیقه ای و بدون مشورت با نخبگان صورت می گیرد در جنبش سبز و تشکیلات جدید راه سبز امید هم یکی از خواسته های اساسی همین است که قانون حکم کند  نه سلیقه. اگر این موضوعات را ادامه بدهیم می بینیم که اکثر موادی که در جنبش فراگیر و ملی سبز مطرح شده است با خواسته های محلی و حتی قومی در سراسر کشور همپوشانی دارد و از اینجا است که می توان گفت که پیگیری آنچه که در یک محل و یا منطقه صورت می گیرد می تواند خواص سبز بودن داشته باشد و لذا در امتداد جنبش سبز قرار بگیرد. 

2. آنچه تا حالا برای توسعه منطقه ای به طور زیربنایی دیده نشده ولی فعالان اجتماعی به دنبال ایجاد آن و یا اصلاح مواردی از اشکالات وارد بر آن بوده اند می تواند منطبق بر خواسته های جنبش سبز دانست. از این رو چون از یک طرف طرح این مسایل مربوط و متعلق به یک منطقه می باشد مفهوم توسعه محلی به آن اطلاق می شود و از طرف دیگر چون این مسایل زیر مجموعه ای از مطالبات جنبش سبز است می توان این را در ادامه فرآیندی به نام توسعه محلی سبز دانست.

3. دلیل سومی که می توان توسعه محلی سبز را معنا دار کرد این است که اصولاً بسیاری از خواسته های کلان مثل دموکراسی نمی توان بدون شروع کردن از اجتماع های کوچک تر برآورده کرد. به نظر «آنتوني گيدنز» جامعه شناس برجسته معاصر، تحقق جامعه مدني و تأمين دموکراسي بدون احياي اجتماعات محلي، حفاظت از حوزه محلي و تأمين مشارکت محلي امکان پذير نخواهد بود. در یک منطقه البته آنچه بر زبان است و برای شهروندان و ساکنان قابل فهم است مفهوم توسعه اعم از همه ابعاد سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و علمی است طوریکه توسعه محلی بر این پایه ها استوار است. از این رو اگر بپذیریم که رسیدن به خواسته های کلان ملی بستگی به رسیدگی به خواسته های خرد محلی دارد، آنگاه می توان گفت توسعه محلی را پیشنیاز و یا همنیاز تحقق جامعه مدنی و دموکراسی - که شاکله جنبش سبز می باشند- دانست.  

4. دلیل چهارم، توانمند سازی مردم از طریق آشنایی آنها با حقوق انسانی خود و همچنین راه های احقاق حقوق خود است. در هر منطقه توسعه محلی هم نیاز به مشاركت فعالانه و داوطلبانه شهروندان در اجراي طرح های مختلف اقتصادی و فرهنگی دارد و  هم اینکه شهروندان ضمن آشنایی با حقوق شهروندی خود بتوانند با پیمودن راه های مناسب، حقوق خود را پیگیری کنند. این در مقیاس ملی یکی از بزرگترین مشخصه های جنبش سبز است که مردم با بیداری و آگاهی مطالبات ملی را خود به صورت خودجوش دنبال می کنند. از این رو آنچه که از این نظر در توسعه محلی مورد توجه است تطابق آشکاری با جنبش و نهضت فراگیر سبز دارد که می توان توسعه محلی را به توسعه محلی سبز تعمیم داد.  

 

+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 0:2 |

رمضان ماه ارادت به خدا با اراده خود

     برای ما مسلمانان حقیقت بندگی توأم با هویتی است که مسلمانی خود را با آن تنظیم و تعریف می کنیم. عبادت یک حقیقت بی رنگ و بی صورت است که برای شکل بخشیدن به آن، آدابی را تنظیم می کنیم تا به آن حقیقت جامه عمل بپوشانیم. یکی از این آداب، روزه داری است که همراه با اختصاص یک ماه سال به نام رمضان برای انجام این آیین است. این ماه متناسب با حال و ظرفیت روحی عبادتگزار معانی خاصی به خود می گیرد که می تواند برای مؤمنان مرحله ای از خودسازی و خودآگاهی باشد.

    رمضان ماه رهایی است. رهایی خود حقیقی از آنچه همیشه در قید و بندش بوده ایم و رهایی از آنچه فکر و خیال و ذهن، ما را به خود مشغول می کرده. رمضان یک ماه دربست خداییم تا نشان دهیم فقط بنده او هستیم. چه زیبا است لحظاتی که احساس می کنی فقط فرمان خدایت را می بری. چه صفایی دارد آن زمانی که ببینی فقط برای رضای او کاری می کنی. رمضان ماه اعتراض است؛ اعتراضی به همه بندگانی که از تو بندگی می طلبند و اعتراض به امیالی که از تو اطاعت می طلبند. رمضان ماه آرام کردن میل های سرکشی است که میل به رام کردن بندگان دارد. رمضان ماه نه گفتن است؛ نه به ناماندنی ها، نه به قدرت های سرکش درون و برون، نه به خودپرستی و خودکامگی و نه به مطلق شدن. رمضان ماه بازگشت است؛ بازگشت به خویشتنی که در اختیار خودت نبوده. رمضان ماه تسلط است؛ افزایش تسلط بر خود و کاهش تسلط بر دیگران. رمضان ماه انتخاب است؛ انتخابی بین تبعیت از نیروهای قهری و ارادی. و بالاخره رمضان ماه خروج از یکنواختی است.

    ای خدای رمضان، این ماه فقط ماه ترک خوردن و آشامیدن نیست که ماه ترک خشم و غضب هم است. ماه ماه تو است. تویی که مهربانی، تویی که رحیمی و تویی که لطیفی، به این ماه ماهان قطره ای از دریای محبت و رحمت و لطفت را به نامهربانان و نامردان و بی رحمان بخوران. ای خدای رمضان، این ماه ماه حق است. به این ماه تابان، نوری از حقیقت به ضمیر حق ناشناسان و حق پوشان بتابان.     

+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 1:14 |

رسـا

    در مرداد سال 83 به مناسبت اولین سالگرد تأسیس فرمانداری شهرستان جم، همایش راهکارهای توسعه شهرستان جم برگزار شد که در آن همایش مقاله ای ارایه کردم. در آن مقاله با عنوان توسعه انساني با مديريت علمي و برنامه ريزي مدرن، براي  بهينه سازي برنامه ريزي ها و ترميم شکافهاي موجود در امر توسعه این شهرستان مدلی شبکه ای معرفی کردم که در بخشی از مقاله به صورت زیر پیشنهاد شد.

  تشکيل يک شبکه ابتکاري با هويتي فکري، تحقيقي متشکل از محققان، صاحبنظران، دانشگاهيان، فرهنگيان، سرمايه داران، نمايندگان دستگاههاي دولتي، نمايندگان سازمانهاي غير دولتي و تشکلها و چهره هاي خوش فکر منطقه جهت پر کردن خلأ غير علمي بودن محيط فکري برنامه ريزان مرکزي شهرستان و نيز انسجام و هماهنگي در برنامه هاي مسئولان مختلف. این شبکه ابتکاري در واقع يک تيم تخصصي است که در آن متخصصاني در همه رشته ها اعم از محيط زيست، بهداشت، آموزش، ورزش، هنر، کشاورزي، برق، مخابرات، اقتصاد، شهرسازي، جامعه شناسي، حقوق و ... به طور منظم برنامه ها و فعاليت هاي خود را به صورت انفرادي و يا تشکيلاتي در محيطهاي مجازي و يا واقعي اجرا مي کنند.  مدل تشکيلاتي اين تيم به صورت مدل شبکه اي مي باشد و نه مدل هرمي. بر خلاف مدلهاي موجود در ساختار دستگاههاي دولتي و تشکلهاي غير دولتي که همگي به صورت نظام سلسله مراتبي و به شکل هرم هستند؛ مدل اين تشکيلات به مانند يک تور ماهيگيري است که هر يک از اجزاء و اعضاي آن در يک سطح با هم در ارتباط هستند و مافوق و مادوني وجود ندارد.

    تازگی ها توسط رییس جمهور منتخب مردم، مهندس میرحسین موسوی خبر موجودیت تشکیلاتی با مدل شبکه ای تحت نام تشکیلات راه سبز امید (رسا) توسط هواداران جنبش سبز اعلام شد. هنوز البته توضیحی در مورد جزئیات این شبکه منتشر نشده، اما با فهم و پیش زمینه ای که در بالا نسبت به چنین تشکیلاتی ذکر کردم می توانم تا حدی ماهیت این تشکیلات را توضیح دهم و در این باره پیشنهاداتی برای تقویت و توسعه این تشکیلات ارایه کنم.

    قبل از هر چیز، از آنجایی که این تشکیلات از پس یک فاجعه سیاسی (تقلب گسترده در انتخابات) شکل می گیرد، می توان گفت که خواستگاه این تشکیلات، بیشتر سیاسی است تا فرهنگی و صنفی. اما از آنجایی که پیگیری خواسته های سیاسی در مملکت ما با موانعی جدی روبرو است و نمی توان بدون برگذشتن از مسایل اجتماعی و فرهنگی به فعالیت سیاسی پرداخت، عملاً این تشکیلات به صورت یک نهاد حقوقی، مدنی می شود که اعضای آن بجای آنکه همانند احزاب سیاسی کار سیاسی کنند، کار اجتماعی فرهنگی می کنند. فعالیت هایی از این قبیل: اطلاع رسانی و روشنگری، آموزش حقوق شهروندی، نظریه پردازی اجتماعی، یادآور شدن حقوق انسانی مصرح در قانون های عادی و اساسی کشور، نامه نگاری اجتماعی، برگزاری مراسم هدف دار به مناسبت های ملی و مذهبی، ارتباط دهی بین نخبگان سیاسی با دیگر نخبگان در عرصه های علمی و فرهنگی و هنری، درگیر کردن روحانیون و مراجع دینی با مسایل کشور و گشودن فضای گفتگو بین نخبگان و جوانان در زمنیه های مختلف اجتماعی، سیاسی در فضاهای مجازی و بعضاً واقعی، برقراری ارتباطات افقی بین سران احزاب و تشکل های غیر دولتی هممرام با جنبش سبز و پیگیری تحقق کامل قانون اساسی و تبدیل این مطالبه به عنوان یک خواسته ملی.

    زود خواهد بود که یک نفر همه موارد را در شروع کار شرح دهد. اما در اینجا پیشنهاداتی برای پیشبرد اهداف و تحقق آرمانهای این تشکیلات به اختصار بیان می شود.

1. اطلاع رسانی و معرفی هر چه بیشتر این تشکیلات توسط آگاهان اجتماعی و سیاسی: هر کس در سراسر کشور خصوصاً شهرستانهای کوچک می تواند از طریق ارتباط حضوری با آشنایان، بستگان و همسایگان حداقل تا 10 نفربرای معرفی این تشکیلات اطلاع رسانی کند.   

2. اتصال این تشکیلات به بدنه اجتماعی جامعه: جهت ملی شدن این تشکیلات نیاز است که اقشار و اصناف مختلف جامعه (دانشجویان، طلبه ها، اساتید دانشگاه و حوزه، کارگران، کشاورزان، بازاریان، ... و اقوام مختلف ایرانی) به آن بپیوندد. این کار می تواند از طریق درگیر شدن و یا یادآور شدن حقوق این اصناف و گروه ها صورت گیرد. محلی کردن جنبش سبز هم در این راستا است. برای فراگیر و عمیق تر شدن این تشکیل لازم است که این تشکیلات نه تنها به عنوان یک تشکیلات ملی مطرح شود بلکه ساکنان اقصی نقاط کشور احساس کنند که این تشکیلات برای توسعه محلی منطقه و شهر خود هم مفید است. در این باره در نوشتار جداگانه ای با عنوان توسعه محلی سبز بیشتر توضیح خواهم داد.

3. سفر مستمر رهبران اصلاحات (خاتمی، کروبی و موسوی) به استان ها و شهرستانها و ارتباط رو در رو با مردم: هر چند محدودیت هایی برای این بزرگان ایجاد کرده اند اما در هر صورت نیاز است در حد ممکن برای ارتباط مستقیم با مردم پیشروان جنبش به توده ی مردم وصل باشند.

4. عضویت مردم در این تشکیلات: از همین الآن در هر منطقه ای کسانی می توانند جهت انعکاس عضویت همشهریان خود داوطلب شوند به این صورت که علاقمند با نوشتن چند سطری مکتوب به صورت انفرادی و یا گروهی آمادگی خود را جهت عضویت در این تشکیلات اعلام کتبی کنند آنگاه این مکتوبات توسط یکی از داوطلبان به تهران و آدرس های مشخص شده تشکیلات منتقل کنند. باید توجه شود که در این تشکیلات همه چیز از پایین به بالا انجام می شود و لذا نباید منتظر بود که از تهران خبری بیاید.  

5. ایجاد تشکیلات رسا در شهرستانها: در بادی امر در فضای مجازی لازم است که در تمام شهرستانها وب سایت یا وبلاگی با نام شهرستان ایجاد شود تا اخبار و گزارش های هر محل به صورت سراسری منتشر شود تا این کار زمینه را برای فراهم کردن شاخه های شهرستانی تشکیلات در سراسر کشور هموار کند.

6. صحبت کردن از قانون اساسی کشور: با توجه به اینکه بخشی از مردم خصوصاً آنهایی که به این قانون رأی نداده اند یعنی نبوده اند که رأی بدهند و یا آنهایی که بوده اند ولی بدون مطالعه به این قانون رأی داده اند و یا اینکه اگر مطالعه کرده اند اکنون مثل دیگر فرامین و احکام دینی نیاز به یادآوری و مرور ذهنی دارند، لازم است قانون اساسی موجود را بیشتر شناخت. خوشبختانه کتاب قانون اساسی کشور از کتب ضاله و یا ممنوعه نیست و می توان هم آن را تهیه کرد و هم در مورد آن صحبت کرد. به هر حال لازم است مردم از حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خود کاملاً باخبر شوند و آگاه شوند که چرا حاکمیت  از قانون اساسی سخن نمی گوید و بجای آن فقط از امام و اسلام دم می زند و اینکه آگاه شوند که این حاکمیت تا چه حد نسبت به اجرای این قانون وفادار بوده است. این می تواند یکی از اهداف بسیار بزرگ این تشکیلات که همان اجرای بدون تنازل قانون اساسی کشور است را محقق کند.  

7. نظریه پردازی اجتماعی: جنبشی که پشتوانه ای نظری نداشته باشد تبدیل به یک شورش کور خواهد شد. نیاز است برای این تشکیلات تا می توان تئوری پردازی کرد و مبانی تئوریک و پشتوانه های نظری آن را به صورت شفاف تبیین کرد. علاوه بر آن لازم است راجع به مسایل مختلف اجتماعی که اکنون به صورت مبهم در جامعه ما صحبت می شود، واضح صحبت کرد و تکلیف آنها را مشخص کرد.  

 

+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 0:9 |