تبليغاتX
ایــده
مطرح شدن یک شهرستان 

مطرح شدن یک شهرستان

این مطلب را به مناسبت سالگرد تأسیس اولین وب سایت تحلیلی خبری شهرستان جم، چگاسه  نوشته ام.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 0:4
سیاست سبز 

سیاست سبز

     برای سبز نامیدن حرکت بخش بزرگی از اصلاح طلبان با کاندیدای معروف خود، میرحسین موسوی در قبل از انتخابات و پیدایش یک موج انتخابی در حین انتخابات و آفرینش یک جنبش اعتراضی در بعد از انتخابات تفسیرهای متعددی از سوی صاحبنظران ارایه شده است. دینداران و در رأس آنها ستاد میرحسین و خود ایشان این رنگ را از دین و مذهب گرفتند که به عنوان نشانه اهل بیت و سید و سروری شناخته می شود. مدرن تر ها آن را یک نماد برای نشان دادن گروه سیاسی و انتخاباتی خود نظیر آنچه که در احزاب بسیاری از کشورهای عمدتاً دموکراتیک رواج دارد نامیدند و بعضی هم رنگ سبز را به ایرانیان اصیل و دوران زرتشت ارتباط دادند. اما در این نوشتار می خواهم از زاویه ای رو به جلو به این رنگ جاوید نگاه کنم و تبیین کنم که سبز توصیفی نوین است که سازگاری عمیقی با مفهوم توسعه در دنیای جدید دارد.  

    در اقتصاد جهان ما مفهومی به نام اقتصاد سبز داریم. سبز نامیدن این اقتصاد به دلیل پیوند خوردن این اقتصاد با محیط زیست، طبیعت و کلاً سیستم های زنده و باحیات می باشد. قبل از اینکه اقتصاد سبز یا اقتصاد سرمایه داری طبیعی توسط تعدادی از دانشمندان و اقتصاد دانان در دهه 90 میلادی مطرح شود، مفهموم توسعه پایدار چند سالی از تولدش می گذشت. آن موقع یکی از ارکان توسعه پایدار، اقتصاد بود که برای سازگاری آن با دیگر رکن رکین این توسعه یعنی محیط زیست، اصطلاح سرمایه داری طبیعی - که بعدها به صورت ساده تر اقتصاد سبز نامیده شد- مطرح شد. توسعه ی پایدار اساساً یک مفهوم پارادوکسیال بود. چونکه از یک طرف، توسعه دلالت بر وفور و فراوانی داشت که به محیط زیست آسیب می زد و از طرف دیگر پایداری (دوام پذیری) متکی بر رعایت موازین زیست محیطی بود. همین مسأله در مورد اقتصاد سبز هم وجود داشت به این صورت که از یک طرف توسعه اقتصادی و خصوصاً سرمایه داری با مکیدن بی حد و حصر منابع طبیعی همراه بود، از آن طرف محدود کردن استفاده از منابع طبیعی و زیست محیطی محدود کردن توسعه اقتصادی مبتنی بر ساخت بشر بود. از این رو می توان گفت که اقتصاد سبز، اقتصادی مقید است که نه تنها قانون حد آن را تعیین می کند بلکه محیط زیست و طبیعت هم برای آن مرز تعیین می کند.

    با این مقدمه می توان سیاست سبز را توضیح داد. سیاست در کشور ما هم بسان اقتصاد در کشورهای دیگر علاوه بر قانون نیاز به قید های دیگر داشت که بتواند حیاتی طبیعی را برای آدمیان این مرز و بوم زنده و بانشاط نگه دارد. اقتصاد سبز پاسخی بود به اقتصاد سرمایه داری که بی حد و حصر از طبیعت سواری می گرفت و هر چه می خواست از آن می کشید و به پول و ابزار تبدیل می کرد و بهره برداری می کرد. سیاست سبز هم متناظراً پاسخی به استبداد است که بی حد و حصر از مردم سواری می گیرد و هر چه بخواهد با افکار و سرمایه های مردم می کند و برای حفظ و تقویت قدرت از آن بهره برداری می کند. در اقتصاد، توسعه میل به پیشروی در منابع طبیعی و تخریب خواسته های محیط زیست برای دوره ای دارد که چاره آن اقتصاد سبز بود که میل به حفظ محیط زندگی و طبیعت برای همیشه دارد. متناظراً در سیاست، استبداد میل به پیشروی در منابع انسانی و تخریب خواسته های آدمیان دارد که چاره آن سیاست سبز است که میل به اصلاح و صفا و طراوت زندگی برای آدمیان دارد. در اقتصاد، توسعه میل به سوزاندن و خشکاندن هر منبعی که از آن می توان پول ساخت، دارد. چاره این بلا اقتصاد سبز است که میل به رشد و زنده نگه داشتن حیات زنده و منابع طبیعی دارد. در سیاست، استبداد میل به کشتن و خشونت با هر انسانی که با آن می توان به قدرت و مقام رسید، دارد. چاره این بلا، سیاست سبز است که میلش سرزندگی و حفظ جان و حال آدمیان است.

    سبزی در اقتصاد یعنی طراوت و شادابی موجودات زنده همراه با آبیاری و تغذیه منابع در حال خشکیدن؛ سبزی در سیاست یعنی طراوت جان و نشاط زندگی همراه با دمیدن روحی تازه به کالبد خشک استبداد زدگان. سبزی در اقتصاد یعنی ترمیم و توسعه منابع طبیعی و تقویت جریان های حیاتی طبیعت؛ سبزی در سیاست یعنی به جریان انداختن ذخایر انسانی و حرکت در راه امید. سبزی در اقتصاد یعنی ارزش داشتن هر موجودی که از طبیعت می روید؛ سبزی در سیاست یعنی ارزش داشتن هر  انسانی که از مادری می زاید. سبزی در اقتصاد یعنی ابزار نکردن هیچ موجود زنده ای؛ سبزی در سیاست یعنی ابزار نکردن هیچ انسان زنده و حتی مرده ای که زنده است. سبزی در اقتصاد یعنی مهار سرمایه داری با منابع طبیعی؛ سبزی در سیاست یعنی مهار استبداد با منابع انسانی. سبزی در اقتصاد یعنی نفی خشونت با طبیعت؛ سبزی در سیاست یعنی نفی خشونت با بشریت. و بالاخره اینکه سبزی در اقتصاد یعنی دوست داشتن طبیعت و سبزی در سیاست یعنی دوست داشتن بشریت.

به امید روزی که سبز از صفت به فعل تبدیل شود.

        

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 0:11
همایش یاران دبستانی در جم 

همایش یاران دبستانی در جم

   چه خاطره انگیز است که بعد از چند دهه دوباره به دوران دبستان و دانش آموزی برگردی و چه خاطره انگیز تر که همنشین آموزگاران خود شوی و  یا بخواهی قدری از آنها بگویی. دانش آموزان پیشین مدرسه ابتدایی آیت الله طالقانی روستای حاجی آباد جم می خواهند سنت حسنه قدرشناسی از معلمان را در شهرستان جم احیا کنند و از بازنشستگان این مدرسه معتبر تجلیل کنند. پست این هفته را با کمال میل به اطلاع رسانی این امر نیک اختصاص می دهم. باشد که دوستان جای ما در این همایش زیبا در روز دوشنبه هفته آینده 26 مرداد ساعت ۲۱ در سالن سینما تربیت جم شرکت کنند.  

  

 

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 0:6
بچه های انقلاب 

بچه های انقلاب

 بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم نرخ کشتار سیاسی زیاد شد. در مورد اهمیت جان یک انسان خواستم مطلبی بنویسم ولی فعلاً به ذکر آیه 32 سوره مائده بسنده می کنم.

« من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً  و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً.» (هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه ی انسانها را کشته؛ و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.)

از همه دوستان می خواهم بجای کامنت گذاشتن برای این پست، یک فاتحه برای شادی روح همه این عزیزان و دیگر شهدای جنبش سبز قرائت نمایند.

    

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 0:7
پاسخ به یک ایمیل 

پاسخ به یک ایمیل


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 0:4
اگر اعتراف نکنی ... 

اگر اعتراف نکنی ...

   قرار بر این بود که این هفته هم مطلبی در مورد ولایت فقیه ارایه کنم اما به علت پخش نمایشی به نام دادگاه فعالان انتخاباتی که روز شنبه برگزار شد تصمیم گرفتم در این مورد مطلبی از زاویه اعتبار و ارزش این کار بنویسم. دیدم که در این زمینه از دفتر آقای رفسنجانی گرفته تا برخی روزنامه ها و سایت ها ایرادهای وارد را مطرح و منتشر کرده اند و برخی از کارشناسان و وکلا و حقوقدانان و اساتید دانشگاه اشکالات حقوقی مربوط را بیان کرده اند. از این رو در این نوشتار فقط چند سؤال مطرح می کنم و آن را از این تفکر توطئه نگر که می گوید اعتراض ها  و حرکت های مردمی که در ایران رخ داده از روی خواست خود مردم نبوده و ارتباط با خارج داشته، می پرسم.

  1. مگر همه رسانه ها و تریبون های عمومی تأثیرگذار بر جو عمومی در دست عوامل حکومت نیست، پس چطور ممکن است کارهای - به قول خودشان- سازمان یافته ی مؤسسه های آمریکایی و اسراییلی این قدر اثر فکری و تبلیغاتی در جامعه ایران داشته باشد؟ آن هم جامعه ای که آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات ندارد.
  2. اگر افکار عمومی پشت این اعتراضات متأثر از رسانه ها و تبلیغات است، آیا می توان گفت که فعالیت های مخفیانه مؤسسه های آمریکایی و غربی (با فرض وجود) مؤثرتر از فعالیت های آشکار عوامل تبلیغی حکومت ایران جواب می دهد؟ 
  3. شخصیت  ها و نخبگان سیاسی زندانی شده در مقایسه با واعظان و عالمان حکومت مگر چقدر با مردم سخن گفته اند که حرکت های اعتراضی مردم را ناشی از افکار و گفتار این تعداد نخبه بدانیم؟ آن هم در شرایطی که تمام امکانات رسانه ای در اختیار دولت است.
  4. آیا رویگردانی اکثریت مردم از احمدی نژاد در شرایط فقر و فلاکت و بسته بودن فضای سیاسی این همه کار اطلاعاتی و امنیتی و - به قول خودشان- سازمان یافته ی مؤسسه های غربی نیاز دارد؟
  5. آیا گرایش پیدا کردن مردم به یکی از چهره های درون نظام (مهندس موسوی) و همراهی کردن میلیونی او بعد از انتخابات نیاز به کارهای سازمان های ضد حکومتی ایران دارد؟ آیا این توهین به شعور و باورهای این مردم نیست؟
  6. مگر به زعم شما ایرانی ها غرب ستیز نیستند، پس چطور می شود تحت تأثیر آنها قرار گرفته و قیام کنند؟
  7. اگر فکر می کنید که فعالیت غربی ها در ایران این همه اعتراض میلیونی ایجاد کرده، چرا می گویید مردم ما از خط غرب پیروی نمی کنند؟  
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 0:33
بزرگترین دانشگاه های جهان در کوچکترین شهرهای جهان 

بزرگترین دانشگاه های جهان در کوچکترین شهرهای جهان

این یادداشت برای سایت بامداد نیوز نوشته شد.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 0:2
ولایت سیاسی فقیه و ولایت دینی فقیه 

ولایت سیاسی فقیه و ولایت دینی فقیه

     یکی از مسایلی که امروزه در کشور ما مطرح است مشروعیت ولی فقیه است. این مسأله از آنجا بالا آمد که از یک طرف در  انتخابات  اخیر اکثریت مردم به کاندیدایی غیر از کاندیدای مورد حمایت ولی فقیه (آقای خامنه ای) رأی دادند  و از طرف دیگر بعد از انتخابات هم علیرغم تأیید انتخابات توسط وی چندین تظاهرات میلیونی در تهران در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات برگزار شد که حتی بعضی از آنها از تظاهرات اعتراضی علیه شاه هم بیشتر بود. به این خاطر یک تفکر این است که چون اکثریت مردم نظر حاکمیت غالب بر کشور را قبول ندارند پس ولی فقیه فعلی مشروعیت ندارد. اما تفکر مقابل معتقد است که مشروعیت ولی فقیه از جانب خدا است و مهم نیست که اکثریت مردم آن را قبول داشته باشند. در این مورد در نظر دارم 2 مطلب ارایه کنم. یکی چکیده ای از نظریات صاحبنظران و نحله های فکری مطرح این 2 طیف است که هفته آینده ارایه می کنم، اما دیگری اختصاص به نظرات خودم دارد که در این نوبت به آن می پردازم.  


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 0:1
یاد ایامی که در جم فرمانداری داشتیم  

یاد ایامی که در جم فرمانداری داشتیم              

                          به مناسبت ششمین سالگرد شهرستان شدن جم


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 0:2