تبليغاتX
ایــده
آیا در اسلام مصلحت نظام مقدم بر هر چيز است؟ 

آیا در اسلام مصلحت نظام مقدم بر هر چيز است؟

من و یک دکتر چینی و تظاهرات مسلمانان در چین

     دوشنبه 2 هفته پیش در آزمایشگاه محل کارم یکی از پژوهشگران چینی که به گفته خودش 4 سال است که در آمریکا مشغول به کار است مرا دید. آمد پیشم که با هم آشنا بشویم. بعد از معرفی همدیگر ابتدا قدری درباره وضعیت زبان انگلیسی در ایران و چین صحبت کردیم. گفت: زبان چینی مثل انگلیسی از چپ به راست می نویسند و من گفتم زبان ما از راست به چپ است و وقتی گفتم که ما کتابهایمان از راست شروع می کنیم و صفحه ی آخر آنها صفحه اول انگلیسی ها است خیلی برایش جالب بود و ذوق کرد. از او پرسیدم که شما در زبان خودتان ایران را چگونه می گویید. گفت: ایلان، ولی از رادیو و تلویزیون های آمریکا می شنوم که می گویند ایرَن. گفتم آمرییکاییها ایران را نمی توانند خوب تلفظ کنند.  سپس قدری از مسایل ویزا و کار دانشجویان و ادامه تحصیل چینی ها و اینکه بعضی از چینی ها با اینکه مدرک دکترا دارند ولی باز به آمریکا می آیند و یک بار دیگر این مقطع را می خوانند صحبت کردیم. سپس یکی دو سؤال در مورد ناآرامی های ایران از من پرسید. خودش بدون آنکه حمایتی از این کارها بکند وضعیت ایران را خوب و آرام توصیف کرد و سیستم حکومتی ایران را بهتر از کشورهای عربی همسایه دانست. من هم قدری از مسایل کشورمان را برایش شرح دادم و تلاشهای اصلاح طلبان برای اصلاح این نظام توضیح دادم. نهایتاً به سراغ ناآرامی هایی اخیر کشورشان رفت  و ضمن بد خواندن آن، آن را با رفتارهای طالبان مشابه دانست.

    من البته آن موقع اخبار چین را نداشتم و چنین خبری برایم عجیب بود و خیلی هم مایل نبودم که ته و توی قضیه را درآورم. اما فکر کردم که منظورش از آن حرکت مسلمانان، حرکت های خشونت آمیز دیگر بنیادگرایان اسلامی مثل طالبان است و می خواهد حرکت جنبش ما را هم در همین مایه ها بداند. شروع کردم قدری از بنیادگرایی اسلامی برایش تعریف کردم و اینکه گروه های تندرو فقط اقلیتی هستند که افکاری باستانی دارند و گفتم ما در کشومان اکثراً باسواد و تحصیلکرده و مسلمان هستیم ولی نه عقاید آنان را داریم و نه رفتارشان را قبول داریم. اسلام ما اسلامی است که رابطه افراد را با خدا را تنظیم می کند اما حکومت دارد از این دین برای حفظ خود استفاده کند چون زمانی که اکثراً سواد نداشته اند و عقایدی قدیمی داشته اند این حکومت شکل گرفته است. در جواب گفت خدا خوب است و ... . دیگر از این بحث منصرف شد.  

    بعد از این، خبر (تظاهرات مسلمانان در چین ) را دنبال کردم که در ادامه مطلب می توانید آن را که البته مربوط به 2 هفته پیش است، بخوانید. در اینجا فقط آنچه از این حوادث یافتم را می نویسم.

الف: دولت چین همان رفتار و برخورد با تظاهرات کنندگان معترضش کرد که دولت (و یا حکومت) خودمان با معترضان انتخابات اخیر کرده است (اغتشاشگر نامیدن آنها، به تصویر کشیدن تخریب ها توسط معترضان مردمی، بایکوت خبری اتفاقات، استفاده از گاز اشک آور، باتوم و .... در سرکوب معترضان، دستگیری در خیابانها، جوان کشی و ایجاد رعب و وحشت و بالاخره ادعای ریشه خارجی داشتن حوادث.)

ب: حاکمان ما فقط از مسلمانانی در جهان حمایت می کنند که اسم آمریکا در آن به میان آمده باشد.

ج: حاکمان ما با سکوتشان، یا مسلمانی چینی ها را قبول ندارند و یا روش حکومتی چینی ها را قبول دارند.

د: سکوت حاکمان به خاطر منافع ملی نیست که اگر این بود این همه از فلسطینی ها حمایت نمی کردند.

ه: بالاخره یکی از مقامات عالی رتبه کشور، هاشمی رفسنجانی که روز جمعه به ملت پیوست، اعتراضش را نسبت به رفتار چینی ها اعلام کرد. اگر سیاست رسمی حاکمان ما همچنان بی تفاوتی نسبت به کشته شدن مسلمانان این کشور باشد، برای اولین بار به عین الیقین (و نه فقط علم الیقین) می رسم که برای این حاکمان حفظ قدرت از حفظ اسلام مهمتر است.

و: در اسلام مصلحت نظام مقدم بر هر چيز است، سخن مرحوم امام خمینی است. اگر این حجت است، چرا حاکمیت پیشنهادات رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را قبول ندارد؟


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 0:9
نتایج پس از آزمایشات 

نتایج پس از آزمایشات

ایده ای برای اندازه گیری دبی سیال


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه بیست و ششم تیر 1388 و ساعت 0:6
نتایج پس از انتخابات 

نتایج پس از انتخابات

     این هفته را خواستم به بهانه ی جلسه ای که دوشنبه پیش با یک دکتر و محقق چینی در آزمایشگاه محل کارم داشتم، چند نکته ای در باره کشتار مسلمانان در چین که اخیراً تظاهراتی اعتراض آمیزی داشته اند بنویسم. اما پیش خود فکر کردم که شاید مقامات ایرانی بنا بر اصل سیاست محوری جمهوری اسلامی در حمایت از مسلمانان مثل حمایت از مسلمانان فلسطین و لبنان و بالکان و اخیراً محجبه مصری، از اینها هم حمایتی کنند و در برابر نسل کشی مسلمانان آنجا موضعی بگیرند. آنگاه بهتر و مفصل تر بتوانم در این باره مقایسه ای بین آنچه حاکمان خودمان با مسلمانانمان کرده اند با آنچه که آنها با مسلمانانشان کرده اند داشته باشم.  لذا این موضوع را به هفته آینده موکول می کنم.

    در این نوشتار، قصد دارم در مورد دست آوردهای انتخابات 22 خرداد که همراه با انتخاب میرحسین موسوی به عنوان رییس جمهور منتخب مردم و انتصاب محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور منتصب حکومت شد مطالبی را بنویسم. برای من این انتخابات نتایجی بدتر نسبت به اصل نتایج اعلام شده آن نداشت که در اینجا سعی می کنم به طور اختصار به برخی از آنها اشاراتی داشته باشم.

         

          دکتر مصطفی ملکیان، روشنفکر برجسته کشور  و استاد علوم قرآنی دانشگاه امام صادق در میان معترضان انتخابات


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 و ساعت 0:6
از این به بعد، وبلاگ ایده هر هفته با 2 مطلب: دوشنبه ها سبز، جمعه ها همه رنگی 

از این به بعد، وبلاگ ایده هر هفته با 2 مطلب: دوشنبه ها سبز، جمعه ها همه رنگی

این هفته: نخل نر


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 11:18
میرحسین موسوی  

میرحسین موسوی

مردی که مطالبات را پس از انتخابات مطرح کرد

     شجاعت برای من به عنوان اصلی ترین فضیلت انسانی مطرح بوده است. تصورم از شجاعت این است که انسان بتواند در مقابل مجسمه ی ساخت بشر که حق مطلق نامیده می شود بایستد. معتقدم که بسیاری از افکار، افراد، آداب، سنن و پدیده های دنیوی بعد از مدتی مانند یک آب راکد، ساکن می شوند و حقیقت این آب به رذیلت منجلاب بدل می شود. این آب را نه خود آب متوجه آن است و نه آنهایی که در ساحل آب به تعفن آن عادت کرده اند، بوی رذالتش را استشمام می کنند. تاریخ انبیای ما پر است از این انجمادها و رکودها که تنها انبیا بودند که جرأت ایستادگی و شکستن آن بت های حقیقت شده را داشتند. شجاعت تنها جرأت دفاع از حق و یا حمله بر ناحق نیست که مهمتر از آن ایستادگی در برابر مجسمه های جاندار و یا بی جانی است که توسط بشر به صورت نهاد حقیقت به رسمیت درآمده اند. شکستن این بت ها و به جریان انداختن فرآیند حقیقت تنها از عهده ی انسانهای شجاعی بر می آید که هیچ انسانی را حق مطلق نمی دانند.  حق مطلق نامیدن خود، آغاز سیاهی و تباهی است و رسمیت دادن به چنین حقی ادامه ی گمراهی و انحطاط افراد آن جامعه. فرقه ی علی اللهی نمونه ای از فرقه های فعلی است که پیروانش، امام علی را حق مطلق (خدا) می دانند. بر کسی پوشیده نیست که این فرقه تا چقدر در اعتقادشان توفیق داشته اند. در مقابل چنین انسانهای انسان پرستی کاری کردن، دلی به قدرت دل دکتر شریعتی می خواهد و اعتقادی به محکمی اعتقاد او به حق مطلق(خدا).

این مقدمه را نوشتم که بگویم حقیقتی که رسمی می شود حقیقت نیست و شجاعتی می خواهد که این رسمیت های منجمد را به هم بریزد.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 و ساعت 0:9
الله اکبر 

الله اکبر

     خدا بزرگتر از آن است که وصف شود. برای کسانی که قبل از انقلاب اسلامی در جریان مبارزات ضد استبدادی علیه قدرت اول مملکت نقش داشته اند این شعار تازگی ندارد و به معنای آن است که در مملکت بزرگترین قدرت، قدرت خدا است. اوست که بر هر قدرت بزرگ دیگری پیروز است و برتر از هر قدرتی است که قدرت داران و قدرت سازان در مخیله خود می پندارند. او قدرت مطلقی است که امثال نمرود و فرعون را از میان برداشته است. تا آنجا که می دانم اولین بار ابراهیم به الله اکبر رسیده است. در قرآن داریم که ایشان با دیدن مادیاتی چون خورشید و ماه «هذا اکبر» می گفته، تا اینکه به الله رسید. پیامبر اسلام هم علاوه بر آموزش این ذکر در اذان - که نقل است از خدا به ایشان وحی شده است،- در مواقعی که با اتفاقات عجیبی مواجهت داشتند این ذکر را بکار می بردند. از قضا هنگامیکه در نزدیکی خیبر بعد از اتمام نماز صبح دیدند که اتفاق ناگواری برای خیبر پیش آمده است، فریاد زدند الله اکبر، خیبر خراب شده است.  

    اما برای من که در انقلاب اسلامی نبوده ام، آشنایی با ذکر الله اکبر، اول از همه برمی گردد به مادرم در حین نماز که گاهی اوقات با صدای بلند به کسی که در خانه بود و در حال انجام کاری، به نشانه هشدار و یا اعتراض این ذکر را بلند می گفت. دوم برمی گردد به تکه کلامی که عمویم در مواقع خاصی به کار می برد. او هنگامی که با کسی بحث می کند طوریکه طرف مقابل یک مسأله و یا موضوع خیلی واضح را قبول نمی کند الله اکبر را بر زبان می آورد. این شب ها تهرانی ها هم همین ذکر را به کسانی می گویند که حرفشان را قبول ندارند. در اینجا الله اکبر به عنوان اولین ذکر اذان و اقامه که بیش از همه در بزرگترین عبادات یومیه ذکر می شود، یک پا عبادت و تکبیر خدا است که نه از روی تظاهر که با حضور قلب است. هم نوای دل است و هم ندای حق است. الله اکبر در اینجا فقط یادی از خدا در دل و نامی از خدا بر لب نیست بلکه ذکر شبانه ای بر زبانهایی است که روزها به کام کشیده می شوند. درود بر تهران بزرگ که این ذکر بزرگ را به خدا می گوید تا او هم بیش از پیش به یاد تهران و ایران بیاید.

    امروزه الله اکبر ابراهیمی در ایران نه تنها حمایت از خواسته های مدنی جامعه ایران است بلکه پشتیبانی از خدا هم است. ابراهیم در واقع با رد کردن همه آنچه بزرگ می پنداشت، بزرگی خدا را فریاد زد. او با عبور از این مرحله بر آتش و نمرود پیروز شد. ملتی که شعار تغییرش را به ناچار اما با اعماق دل با این ذکر بزرگ فریاد می زند نشان از اعتقاد و ایمانی دارد که هم در لحظات نورانی نیایش آن را بر لب می راند و هم در تاریک ترین لحظه ها و باریک ترین راهها آن را فریاد می کشد. با فریاد الله اکبر هم الله به میدان فرا خوانده می شود و هم اکبر بودن او نسبت به هر بزرگ دیگری اعلام می شود. قدر یقین، با این اعتقاد، ملت الله اکبری ایران که در حال گذراندن این مرحله ابراهیمی است یک بار دیگر پیروز خواهد شد.           

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت 0:3
از دولت فالگیر تا دولت حالگیر 

از دولت فالگیر تا دولت حالگیر

     روز 12 ژون ( 22 خرداد)، 2 اتفاق یکی در ایران و دیگری در اینجا رخ داد. در ایران را همه می دانند اما در اینجا پایان عمر تلویزیون های با سیگنال آنالوگ بود. در آن روز سیستمهای فرستنده تلویزیونی آمریکا از وضعیت آنالوگ یه  دیجیتال سوئیچ کردند. در این مورد خواستم مطلبی علمی بنویسم اما به دلیل مسایل بسیار نگران کننده و مصیبت باری که در کشورمان رخ داده  احساس کردم که اکثر خوانندگان و بازدیدکنندگان وبلاگ ها حال خواندن مطالب علمی را ندارند. به این خاطر این مطلب را به وقت دیگری می گذارم و در این قسمت به موضوعی مرتبط با حال و هوای کشورمان می پردازم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 0:22