اتوبان علم و ترافیک تخصص
چند روز پیش حدود ساعت 7 عصر موبایلم زنگ خورد. دیدم استادم زنگ می زند. هیچوقت چنین وقتهایی با من تماس نمی گرفت فهمیدم که موضوع مهمی است. بعد از سلام پرسید آیا با Solid Angle آشنایی؟ گفتم نه، در مورد چی است؟ گفت موضوعی ریاضی است و با هندسه سر و کار دارد. گفتم من هندسه را دوست دارم و در دبیرستان چند کلاس از آن گذرانده ام، موضوع چیست؟ گفت می خواهم فرمولی برایم ثابت کنی و بعد فرمول دیگری بدست آوری، اگر بتوانی این کار را بکنی می توانیم یک مقاله روی آن بیرون دهیم. گفتم بسیار خوب، حتی اگر آشنا نباشم، چون علاقه دارم آن را می خوانم تا یاد بگیرم و روی آن کار کنم. گفت: فردا می توانیم ملاقاتی داشته باشیم؟ گفتم حتماً.
عصر فردای آن روز رفتم دفترش. قبل از آن نگاهی در اینترنت کردم ببینم آن چیزی که گفت (Solid Angle) یعنی چه. دیدم که این همان زاویه فضایی خودمان است. فهمیدم که مشکلم این بوده که در دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد کتابها را به زبان فارسی می خوانده ام. به هر حال در دیداری که با او داشتم مقاله ای را نشان داد، دیدم در مورد شمارش ذره آلفا است که موضوع کار کاملاً با برق و مخابرات و الکترونیک ( رشته خودم و خودش) فرق می کند. گفت: اول لازم است که چند قسمت از مقاله را بخوانی بعد فرمول ثابت نشده ( اصلی ) مقاله را ثابت کنی، آنگاه کار اصلی این می شود که فرمولی برای محاسبه زاویه فضایی یک استوانه که درون یک منشور و همچنین یک منشور درون یک استوانه قرار دارد را بدست آوری. تا فردای آن روز چند مقاله در این زمینه ها خواندم و هر چه در اینترنت گشتم رابطه یا عبارتی برای این ساختار هندسی پیدا نکردم. بالاخره بعد از چند روز، با کلی ور رفتن با هندسه فضایی، انتگرالی چهارگانه برای آن 2 ساختار بدست آوردم. هدف او این بود که با معرفی این ساختار جدید بازدهی هندسی سنسور محاسبه کننده ذره آلفا را نسبت به کارهایی که تا حالا شده بهتر کند، آنگاه طرحش را برای سازمانهای حمایت کننده بفرستد. خوشبختانه دیدیم که بازده هر 2 ساختار جدید بهتر از ساختار متداول است.
هدفم از این مقدمه این بود که بگویم در اینجا اساتید روی موضوعات علمی چند گانه کار می کنند. کار بالا البته اولین مورد نبود، در این 3 سال تا حالا 3 موضوع دیگر هم (محاسبه جریان سیال داخل لوله، غلظت سنج گاز و کنترل تکثیر DNA ) از این استاد برقی دیده ام که کارهای پژوهشی خود را با آنها پیش می برده ایم. او همیشه به من می گوید که در اینجا شما باید یک راه باریک پیش بگیری که همان رشته ی تخصصی ات است و یک راه پهن که می تواند هر موضوع و زمینه ای باشد. راه پهن برای آن است که بتوانی از طرح ها و ایده های که در هر زمینه پیدا می کنی بتوانی در زمینه های دیگر هم به کار بگیری.
2 درس از این رویه گرفته ام: یکی اینکه امروزه علم ها با هم برادر و خواهر هستند و رابطه ی محکمی با هم دارند و برای تولید علم و خصوصا پیشرفت در صنعت، ضروری است که متخصص علاوه بر پیش رفتن در جاده تخصصی خود، در اتوبانی از رشته های دیگر حداقل در سطح اصول و مبانی کاربردی گام بردارد. در غیر این صورت برای جامعه، در جاده های علمی ترافیک تخصص پیش می آید. درس دوم اینکه خودم هم عملاً با مشخص کردن چند رشته، اتوبانی را برای خودم بسازم. اسم این اتوبان را اقتصاد پاک گذاشته ام که در نظر دارم روی مباحث مرتبط با آن نظیر انرژی، نانو تکنولوژی، محیط زیست و اقتصاد مطالعه کنم. این اتوبان برای من در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد (روشنفکری دینی، دین شناسی، روانشناسی، اجتماع و سیاست) بود که 2 سالی است که فرمان فکر و مطالعه را به طرف اتوبان دوم چرخانده ام.
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 0:34