تبليغاتX
ایــده
غیبت اجسام 

غیبت اجسام

 

     به نظر شما آیا می شود کاری کرد که جسمی بدون دور شدن، از دیده ها غایب شود و نیز بتواند دوباره ظاهر شود؟ چطور؟

   ضمناً همانطور که در کامنتها می بینید، از وبلاگ مهندسی شیمی دانشگاه خلیج فارس در همین مورد کامنتی گذاشته شده که پیشنهاد می کنم این موضوع را - که آنها هم همزمان در یک روز به طور تصادفی در وبلاگشان مطرح کرده اند- از آنجا دنبال کنید.  در آنجا آمده است که " يك محقق ايراني در دانشگاه پنسيلوانيا به كمك يكي از همكارانش ، نشان داده است كه مي توان با استفاده از پرتوهاي پلاسمايي اجسام را نامريي كرد." البته من منظورم این روش نبوده است، جوابم خیلی ساده تر است ولی به درستی آن کمی شک دارم. یک جواب صرفاً نظری سر کلاسی است که انشاءالله هفته آینده در وبلاگم قرار می دهم.

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:12
از اضطراب عشق تا آرامش ازدواج 

از اضطراب عشق تا آرامش ازدواج

هوای کوی تو از سر نمی رود آری        غریب را دل سرگشته با وطن باشد

 

    3 سال پیش زمانی که می خواستم به محل کار دختر مورد علاقه ام سری بزنم قدری اضطراب بر دل داشتم. یک سال گذشت تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم تا اضطراب به آرامش تبدیل شود. اما آمدم به اینجا، جایی که می خواستم حداقل 4 سال بمانم. این فاصله هر چند او را از دیده ام برد اما از دلم نبرد.  پیمان ازدواج با او بستم تا بیاید اما نیامد. برای رسیدن او به من نیاز به ویزا بود که گرفتنش سخت بود اما برای رسیدن من به او نیاز به بلیط بود که گرفتنش راحت بود. بالاخره تصمیم گرفتم که اضطراب به هم نرسیدن را با یک سفر به آرامش به هم رسیدن تبدیل کنم.

   دقیقاً 2 هفته دیگر به سمت میهن عزیزمان حرکت می کنم تا ببینم همه آنهایی که دوست دارم ببینم. انشاءالله پنجشنبه دوم خرداد با پرواز 2 بعدازظهر تهران- عسلویه همراه با همسرم به زادگاهم، جم می رسیم.

    همچنین سعادت دیگری است که بتوانم همان شب اول (شب جمعه 3 خرداد) در مراسمی که در حسینیه حسین آباد جم -که به خاطر ادای نذری که پدرم کرده- برگزار می شود، بسیاری از همشهریان خود را زیارت کنم. پیشاپیش شما را هم به آن ضیافت معنوی دعوت می نمایم. 

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب                مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

 

                                                به امید دیدار

 

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:10
مدیریت سر وقت 

مدیریت سر وقت

 

    بیشتر اوقات سعیم بر این بوده که موضوعات جدیدی را در این وبلاگ ارایه کنم. منتها بعضی اوقات که چیزی به ذهنم می آید و فکر می کنم که جدید است با قدری جستجو پی می برم که اینطور نیست. بعد به این نتیجه  می رسم که سر وقت عمل  نکرده ام. اگر سر وقت (مثلاً 5 سال یا 50 سال پیش) این کار (آمدن این فکرها به ذهن) انجام می شد، این کار جدید محسوب می شد. از این رو  سر وقت عمل کردن موضوعی بس  مهم است،شاید به اهمیت خود وقت.

 

            


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:16
خلیج فارس ما 

خلیـج فـارس ما

 

    احتمالاً در این روزهها خبری در خصوص درج نام خلیج عربی در کنار خلیج فارس در نقشه ماهواره ایی گوگل (earth.google.com) دیده اید. در پست قبل کامنتی از طرف آقای عابدین عابدی زاده داده شد مبنی بر اینکه ما نیاز به کارهای دیگری غیر از جمع آوری امضای اینترنتی جهت اصلاح این اشتباه داریم. در تکمیل این نظر خواستم بگویم که:

    ما به کارهای اساسی تر و وسیعتری نیاز داریم. یکی از این کارها، افزایش سهم تولیدات فرهنگی و به خصوص تولید اطلاعات کشورمان در سطح بین الملل است. از این دست کارها در نظر بگیرید که مثلاً کشور امارات سالانه حدود یک میلیون و 600 هزار جلد کتاب به تنهایی به آمریکا صادر می کند( این رقم در بعضی از سالهای پیش به 2 میلیون و 600 هزار هم رسیده است). می بینیم که امارات با وسعت و جمعیتی فقط بین 4 تا 5 برابر استان بوشهر، با اینکه کشور مطرحی در علم و فرهنگ نیست، ولی تا این حد با این کالای فرهنگی، تولید و توزیع اطلاعات می کند.

  

    امروز در دنیا وقتی می گویند ایران، همه به یاد اتم و بمب می افتند( البته باز هم خوب است که ایران را بالاخره در یک زمینه ایی می شناسند، اگر این نبود، آن را با چه می شناختند!!!؟) خوب است مقایسه ایی کنید بین آثار منتشر شده اقتصادی، فرهنگی کشور خودمان با آنچه که در مورد مالزی و اندونزی و تایوان وجود دارد و ببینید که چقدر ضعیف عمل کرده ایم و چه قدر کم کار کرده ایم.

    از خلیج فارس که بگذریم، پارس جنوبی را چقدر می شناسند؟ فکر می کنید که چقدر اطلاعات روی این منطقه چند 10 میلیارد دلاری (و شاید چند صد میلیارد دلاری) منتشر شده است؟

    بوشهر و عسلویه را چقدر می شناسند؟ گاهی اوقات که بعضی ها از من می پرسند کجای ایران زندگی می کنی و می گویم بوشهر، نمی شناسند و مجبورم بگویم نزدیک شیراز . حتی در فرودگاه جی اف کندی نیویورک که در اولین لحظه ورود باید به سؤالات مأمور اداره امنیت و مهاجرت پاسخ می دادم، در جواب همین سؤال، توقع داشتم که به خاطر نیروگاه اتمی بوشهر هم که شده، نام این شهر برایشان آشنا باشد، ولی اینطور نبود و مجبور شدم بگویم در جنوب کشور.   

    وقتی کار فرهنگی برای تولید و توزیع اطلاعات صورت نگیرد، هر مسأله ای ممکن است در دهه های آینده پیش آید که یکی از اینها همین تغییر نام خلیج فارس است.

 

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:32