تبليغاتX
ایــده

 

شکفتن مغزها یا خشکیدن مغزها ؟

 

خوبی های مهاجرت نخبگان

 

الف: چه کسی نخبه است؟

 

      ابتدا سعی می شود به معیارها و شرایط نخبه نامیدن یک فرد اشاره شود. با توجه تعاریف موجود ابتدا با نگاهی انتقادی به معیارهای موجود به معرفی معیار جدیدی می پردازیم که شاید تعریف این واژه را جامعتر کند.

     در سطح جهانی وقتی به پدیده مهاجرت نخبگان نگاه می شود منظور از نخبگان، آن دسته از دانش آموخته ها و آموزش دیده های یک کشور (اعم از ماهر و غیر ماهر) است که بنا به عوامل مختلف کشور خانگی خود را ترک کرده و به کشور دیگری مهاحرت می کنند. اما آیا می توان هر فارغ التحصیلی که به کشور دیگری مهاجرت می کند نخبه نامید؟

     در تعریف دیگر آمده است که نخبه به کسي مي گويند که در رشته يا تخصص خود آگاه تر، تواناتر و کارآمدتر از همتایان خود باشد. همچنین در ماده 2 اساسنامه بنیاد ملی نخبگان کشور که به تعریف واژه نخبه می پردازد آمده است که:

     "«نخبه» به استناد ماده 4  اساسنامه بنياد به فرد برجسته و كارآمدی اطلاق مي‌شود كه اثرگذاری وي در توليد و گسترش علم و هنر و فناوری و فرهنگ سازی و مديريت كشور محسوس باشد و هوش، خلاقيت، كارآفرينی و نبوغ فكری وي در راستای توليد و گسترش دانش و نوآوری موجب سرعت بخشيدن به رشد و توسعه علمي و اعتلاي جامعه انساني كشور گردد".

     علاوه بر اینها گاهی یک سازمان و یا نهاد مشخص کننده و یا تأیید کننده نخبه بودن افراد می شود که در این جا شرایط و روابط سازمانی هم در شرایط و معیارهای یک فرد نخبه وارد می شود.

در این نوشتار از زوایای دیگری به این تعریف می پردازیم و با ذکر فاکتورهایی به شرح زیر به بررسی معیارهای نخبگی می پردازیم.

 

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 9:51 |

شعر و سواد

شعری از پدرم


  قرار بود که این هفته با موضوع " خوبی های مهاجرت نخبگان" در خدمتتان باشم، ولی به علت آنکه دیروز  در  لاس وگاس  به  مناسبت شصتمین سالگرد نیروی هوایی آمریکا نمایش هوایی  (
Air Show) یا همان مانور خودمان (ولی بدون دشمن فرضی) برگزار شد و من هم به جمع جمعیت تقریبی 100 هزار نفری تماشاگران پیوستم، وقت نکردم که مطلب این هفته را آماده کنم. بجای آن خواستم که چند سطری از این نمایش هوایی  بسیار هیجان انگیز و باور نکردنی از جنگنده ها بنویسم، ولی دیدم که خواهرم  ایمیلی زده  و  شعری از  پدرم  فرستاده  که  در سوگ  خواهر سفرکرده ام سروده است. به نظرم آمد که پدرم  در موقعیتی  است  که تازه با خبر شده که من از این مصیبت با  خبر شده ام. چونکه  او همیشه  احساسات عمیقش را بعد از گریه، با شروه خوانی و  یا شعرسرایی ابراز  می کند. پدری که  نه  به  مدرسه  رفته  و نه  به مکتب و  فقط از روی علاقه در  سنین جوانی قرآن را به صورت خودآموز یاد گرفت، الآن برای دختر و پسرش که یکی در  فراق آنجهانی  و  یکی در فراق این جهانی بسر می برند، شعری سروده که به نظرم جالب آمد که از نظر شما همراهان عزیزم هم بگذرد.

      یادم می آید با همان سواد قرآنی، بعدها که گله داری و چوپانی می کرد، کتاب حافظ را با خود به صحرا می برد  و موقع  برگشتن  به  خانه شعر "یوسف گم گشته باز آید به کنعان  غم مخور             کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور"  و  نیز  " نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد            عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد" را زیاد می خواند.

 

بیا بشنو عزیز مهربانم

مبادا غم خوری آرام جانم

تو می دانی که دنیا کار و کسبش

همین باشد خداوند راه و رسمش

یکی در کودکی جانش ستاند

یکی پیری بماند با دو صد آه

یکی چون ذوالفقارش کار می کرد

یکی بیمار بود و آه می کرد

یکی با تاج و تختش واژگون کرد

یکی بیچاره بود و چین و چون کرد

اگر بودی و می دیدی درد خواهر

طلب می کردی مرگش از حی داور

خداوندا به نور حق پنج تن

نبینم درد و غم و اندوه و ذلت

خداوندا به نور آن شب قدر

که روحش شاد و دیدار تو میسر

موذنی مکن اندیشه بسیار

کس بی کس خداوند است آن یار

 

+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 9:10 |

 

جامعه چقدر دانشجو می خواهد، دانشجو چقدر جامعه می خواهد؟

 

الف - جامعه چقدر دانشجو می خواهد؟

 

 به نظر می رسد که در سالهای اخیر تعداد دانشجویان پذیرفته شده در مؤسسات آموزش عالی و نیز تأسیس این مراکز رشد  چشمگیری داشته است تا جاییکه بعضی بر این باور هستند که این رشدی بی رویه است.به این دلیل پرسش فوق مطرح شده است. اما برای برای  پاسخ  به این پرسش بهتر  است ابتدا  پرسیده شود  که جامعه برای  چه دانشجو  می خواهد؟  که با پاسخ  به این پرسش  شاید بتوان بهتر به جواب اصلی نزدیک شد. نویسنده  این سطور  برای پرسش اخیر 2 تقریب ساده به صورت زیر دارد:

   

          


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 8:33 |

هوالباقی

 

همیشه زود چک میل کردن خوب نیست

    ساعاتی قبل با خبر شدم که خواهر بزرگم به علت سرطان درگذشت. الآن غمناکترین لحظاتی است که تاکنون در عمرم تجربه کرده ام. بیشتر نمی توانم بنویسم.

                                             * * *

    با تشکر از تمامی دوستان عزیز و بزرگوارم که تاکنون با پیامهای گرم و آرامبخشتان، تحمل این لحظات سخت را برایم راحت کرده اید. خداوند همه سفرکرده های شما را هم بیامرزد. همچنین جا دارد از اساتیدی که در این ترم با آنها درس دارم  و اتفاقاً در این هفته با دو تا از آنها می بایست امتحان میان ترم می دادم ولی امتحاناتم را به وقت دیگری موکول کردند، هم سپاسگزاری کنم. جهت بهتر ماندن این خاطره در ذهنم،  ترجیح می دهم که این رفتار انسانی آنها را همراه با پیام تسلیت دو تن از آنها برایتان بنویسم.

   روز یکشنبه روز  تعطیل این هفته که داشتم چک میل می کردم، این خبر ناگوار را در حالی دریافت کردم که  روز بعد از آن، 2 امتحان میان ترم و یک Meeting داشتم که باید گزارشی روی یک مقاله آماده می کردم. البته من با اینکه در بدترین شرایط روحی خودم بسر می بردم، تا حد زیادی برای آنها آماده بودم و تقریبا چیزی را برای روز آخر نگذاشته بودم. با این حال می خواستم بدانم که رفتار اساتید اینجا با چنین موردی به چه صورت است.  شب دوشنبه به دو تن از آنها ایمیل زدم و ضمن ابراز این خبر، از آنها خواستم که برای کارهایم بخاطر این مسأله وقت بیشتری بهم بدهند. طولی نکشید که با ارسال ایمیلهایی که در ادامه یکی از آنها را می آورم، ضمن ابراز تأسف نسبت به  این مورد موافقت کردند.

     ولی استاد سوم که مصمم بودم امتحانش را  سر وقت تعیین شده بدهم، تا صبح امتحان و تا چند ساعت قبل از امتحان صبر کردم تا شاید حالم بهتر شود و امتحانش را بدهم. دیدم که واقعاً نمی توانم، بهش ایمیل زدم و ضمن ابراز این مسأله، درخواست کردم که در زمان دیگری ازم امتحان بگیرد. منتظر جوابش ماندم تا اینکه وقت امتحان رسید و خبری نشد. رفتم سر جلسه و برگه سؤالات را دریافت کردم و امتحان را شروع کردم. دقیقه ای نگذشت که مرا صدا زد و گفت که همین الآن چک میل کردم.  بسیار متأسفم می توانید هفته آینده و یا هر وقت دیگری امتحان بدهید.  جلسه را با یک تشکر ترک کردم و چند ساعت بعد چک میل کردم که دیدم جوابی به صورت زیر داده است.

                                                                               ,Dear Taleb

I  checked  my  email in  the class  only. Please  accept my  condolences  in your sorrow. I  know  how  awful  this  could be.  In our  cultures (Armenian, Persian), a sister is almost a mother, and we are very attached to our families. I am very, very sorry for you. You  please let me know when you're ready for taking the test.  I will not be forcing you

 ,Sincerely

 Emma

 طالب جان:

   من ایمیلم را فقط در کلاس چک کردم. لطفاً تسلیت های مرا در مصیبتت بپذیر. می دانم که این می تواند چقدر مهیب باشد. در فرهنگ ما (ارمنی، پارسی)، خواهر تقریباً یک مادر است و ما بسیار به خانواده هایمان وابسته ایم. برای شما بسیار بسیار متأسفم. لطفاً به من خبر بده که کی برای امتحان آماده هستی. تو را مجبور نخواهم کرد.

مخلص،

اِما

 

همچنین  استاد راهنمایم که در واقع حامی مالی ام هم می باشد، پیام زیر را فرستاد:    

:Taleb
I am deeply sorry to hear your  loss. Please accept my sincere condolences. We fully understand recovering from this loss may take a bit of time. If we could be of any assistance, let us know

,Best regards

Yingtao Jiang

 طالب:

   من عمیقاً متأسف هستم که خبر ضایعه ات را می شنوم.  لطفاً تسلیت خالصانه مرا  بپذیر.  ما کاملاً درک می کنیم که  بهبودی از این ضایعه  یک کم طول می کشد. اگر بتوانیم کمکی کنیم به ما خبر بده.

بهترین احترامات

اینگتاوو جیانگ

 

در پایان، ضمن عرض تشکر دوباره، امیدوارم که مصیبت در غربت نصیب هیچکس نشود. انشاءالله

 

+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 4:58 |

   ارایه های آینده ایده

   

  با تشکر فراوان از اینکه در پست قبلی مرا از میزان نسبی علاقه تان نسبت به عناوین مطالب آینده آگاه نمودید. به این ترتیب بر اساس علایق شما ترتیب ارایه مطالب به صورت زیر خواهد بود که انشاءالله از این هفته هر دوشنبه با یکی از آنها با شما خواهم بود.

۱- جامعه چقدر دانشجو می خواهد، دانشجو چقدر جامعه می خواهد؟

۲- خوبی های مهاجرت نخبگان

۳- پ پول دقیقاً قبل از ت تحقیق است.

۴- الگوی منفی و نفی الگو

۵- مقایسه شهرهای جم و لاس وگاس (زنان)- از جامه جمی ها تا جلوه وگاسی ها

۶- مخابرات توسعه و توسعه مخابرات در ایران

۷- مدیریت سر وقت

۸-  مقایسه فرهنگی شهرهای جم و لاس وگاس (2)

۹- نمره آوری و نوآوری

۱۰- رخی از تاریخ مخابرات

۱۱- Intercommunication of Information ( عنوانی برای یک کتاب جدید)

 

+ نوشته شده توسط طالب مؤذنی در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 8:56 |