22 بهمن در مناطق
در حال نزدیک شدن به روز بزرگ ملت، 22 بهمن هستیم. ایرانیان بار دیگر خود را برای حماسه ای دیگر آماده می کنند. 22 بهمن در ابتدا حالت شادی و جشن داشت و هر ساله به یاد آن روزهای پیروزی بر استبداد در همه جای کشور از جمله شهرستانها و مناطق محروم کشور مراسم شاد برگزار می شد. اما امسال آنچنانکه از روح و جو غالب بر مردم احساس می شود، دیگر جای رضایتی برای کسی نمانده که احساسی برای جشن و شادی باشد. حاکمیت در سال جاری خانواده های زیادی را یا عزادار کرده، یا اعضایی را دستگیر کرده، یا به زندان محکوم کرده، یا بسیاری را از ناحیه های جسمی مجروح و از عرصه های علمی محروم کرده، یا تحت فشار قرار داده و وادار به سکوت کرده و خلاصه بخشی از جامعه را در حالت ناراحتی قرار داده است. علاوه بر اینها این دولت با صرف هزینه های هنگفتی که از اموال بیت المال بر می دارد با نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی جلوی حرکت های میلیونی آنها را گرفته و اگر کسی را با نماد سبز ببیند می زند و حتی در مواقعی از رنگ سبز پرچم کشور هم نگذشته است. از طرفی عملکرد دولت در بخش های اقتصادی و اجتماعی چنان بوده که فقر و گرانی و بیکاری فشار فزاینده ای بر مردم وارد کرده که هیچگاه شاهد چنین سابقه ای با این وخامت نبوده ایم. از این رو تقریباً همه گروه ها و شخصیت های سیاسی خصوصاً احزاب و اشخاص سبز و اصلاح طلب ضمن حضور خود، آحاد ملت را دعوت به شرکت گسترده در راهپیمایی اعتراضی روز 22 بهمن کرده اند. علاوه بر آن شبکه های اجتماعی و مجازی سبز هم که تاکنون بیشترین نقش را در راهپیمایی های سبز امسال داشته اند هماهنگی های لازم را جهت حضوری سبز انجام داده اند. پیش بینی می شود که در 22 بهمن بزرگترین و بی سابقه ترین راهپیمایی سراسری بعد از انقلاب را داشته باشیم.
اما آنچه هدف از نوشتن این مطلب است، برگزاری چنین راهپیمایی های گسترده ای در شهرستان ها و مناطق کشور است. بحث اصلی این نوشتار این است که چرا شهرستانی ها به ندرت نسبت به سیاست های مرکزی اعتراض می کنند. خودم به عنوان کسی که زاده یکی از مناطق کشور هستم، می پرسم چرا ما اگر اعتراضی می کرده ایم فقط و فقط صرف خواسته های محلی می کرده ایم. آیا اعتراض نسبت به سیاست های دولت وظیفه تهرانی ها است و ما مسئولیتی نداریم؟ اگر تهرانی ها برای اعتراض به سیاست های کلان کشور به میدان بیایند و مای معترض در خانه های مان بنشینیم آیا حق داریم بگوییم چرا پول نفت و گاز ما را در تهران خرج می کنند؟ اگر هزینه های سیاسی مثل دستگیری، شکنجه، زندان، اعدام، منع فعالیت و محرومیت از زندگی را آنها بپردازند آیا ما حق داریم بگوییم چرا به تهرانی ها بیشتر امکانات می دهند و درآمدهای جنوب را در آنجا خرج می کنند؟ بارها و بارها اتفاق افتاده که مردم شهرستان ها نسبت به تضییع حقوق منطقه ای خود به شدت واکنش نشان داده اند. مثلاً بوشهری ها به محض آنکه قضیه الحاق عسلویه به فارس مطرح می شده عده ای حتی در حد جان دادن هم پیش می رفته اند، گواینکه با انگلستان مواجه بوده اند. مردم جم حتی در دوره ای که فضای سیاسی بسته بود نسبت به اخراج بومی ها از شرکت های تابعه وزارت نفت چند روز تجمعی عمومی کردند و آن قدر قوی شده بودند که حتی نیروی انتظامی هم را با خود همراه کرده بودند. یک بار دیگر به خاطر عدم پرداخت عوارض آلایندگی پالایشگاه گاز فجر جم به شهرداری جم، انجمن نواندیشان دانشگاهی استان بوشهر با همراهی اعضای شورای اسلامی شهر جم مصمم به برگزاری تجمعی عمومی شده بودند. در عسلویه مردم با همراهی شوراهای محلی خود به خاطر آب چندین روز تجمع داشتند. در روستاهای جم و ریز هم چندین بار به خاطر مسأله آب مردم راه را بسته بودند. تازگی ها در شهر لار هم اعتراضاتی نسبت به مسأله ای محلی (شهرستان شدن بخش گراش) انجام شده است. می توان ده ها مورد از این قبیل مسایل محلی را در سطح کشور نام برد که مردم نسبت به مسایل محلی، قومی و منطقه ای خود تا چه حد حساس هستند.
آنچه که به عنوان اعتراض همگانی در یک منطقه از طریق تجمع یا تحصن رخ می دهد البته در جای خود بسیار مهم بوده و نشان از غیرت، شجاعت و حساسیت مردم در قبال حیثیت و عزت خود در محل و نیز بی تفاوت نبودن نسبت به مشکلات و مسایل منطقه خود است و همه اینها قابل ستایش است، اما بحث این است که چرا ما در این مناطق نسبت به مسایل ملی مملکت که در همه جای کشور هم وجود دارد نظیرگرانی، تورم، بیکاری و ... آنقدر حساس نیستیم و مثل مسایل محلی که در بالا ذکر شد اعتراضی عمومی نمی کنیم؟ چرا نسبت به گرانی که دارد فشار فزاینده ای بر ده ها میلیون نفر پیر و جوان، کودک و میانسال، کوچک و بزرگ وارد می کند کسی تجمع نمی کند؟ چرا ما مثل مردم هایتی بعد از زلزله که حتی از ما بسیار گرسنه تر و گرفتار تر بودند نسبت به کمبود امکانات راهپیمایی نمی کنیم؟ بارها دیده ایم که مردم آمریکا در شهرهای مختلف نسبت به یک مسأله کشوری مثل بیمه یا حتی آموزش تجمع داشته اند. چرا ما نسبت به مسایل غیر سیاسی اینچنینی به میدان نمی آییم؟
انتقاد فوق (اعتراض جمعی نکردن نسبت به مسایل اقتصادی) البته بر هر 2 وارد است. بر شهرستانی ها وارد است از این جهت که فقط نسبت به مسایل صنفی محلی اعتراض می کنند و بر تهرانی ها وارد است از این جهت که فقط نسبت به مسایل سیاسی مملکت اعتراض می کنند. البته درست است که نارضایتی های اقتصادی زمینه و انگیزه را برای راهپیمایی های اعتراضی سیاسی فراهم می کند طوریکه اگر ما از نظر اقتصادی مثلاً مانند چین بودیم به احتمال زیاد نارضایتی های عمومی کمتر می شد و این راهپیمایی های اعتراضی به این شدت صورت نمی گرفت، اما تمام بحث این است که چرا ما (اعم از شهرستانی ها و تهرانی ها) نباید نسبت به مسایل اقتصادی که عمومی تر و همگانی تر است- طوریکه مردم از دورافتاده ترین روستاها تا شهرهای بزرگ، با پوست و استخوان خود این مسایل را لمس می کنند- مستقل از مسایل سیاسی علیه دولت اعتراض جمعی کنیم و در فرصت هایی که حکومت روی آنها حساس است، حضور اعتراضی خود را ابراز کنیم.
شاید تاکنون عدم حضور بسیاری از مردم در چنین راهپیمایی هایی نشانه بی اهمیتی و گوش نکردن به دعوت حاکمیت جهت شرکت در این راهپیمایی ها بوده است. به عبارتی بخاطر نارضایتی از اوضاع اعتراض خود را با شرکت نکردن در چنین مراسماتی نشان می داده اند. مثلاً در یک منطقه 100 هزار نفری اگر حتی 10 هزار نفر در چنین راهپیمایی های حکومتی شرکت می کرده تنها 10 درصد کل آن منطقه بوده در حالیکه در همین شهر در یک انتخابات محلی مثل شوراها ممکن است بیش از 50 هزار نفر شرکت کنند. اما امسال موقعیت و شرایط حاکم بر مملکت به گونه دیگری است. از زمان انتخابات ریاست جمهوری امسال به این طرف، افکار عمومی حضور پیدا کردن و در صحنه بودن را نشانه معترض بودن می داند. در شرایط بحران کنونی در خانه ماندن حتی اگر نشانه راضی بودن به وضع موجود تلقی نشود، اما نمی توان آن را نشانه معترض بودن دانست. در شرایطی که هم دولتی ها (حکومتی ها) و هم معترضان و مخالفان آنها (سبزها)، می خواهند در راهپیمایی روز 22 بهمن شرکت کنند، قدرت بیشتر ملت با حضور بیشتر معنی پیدا می کند و اعتراضات عمومی با جمعیت بیشتر تأثیر بیشتری پیدا می کند. امسال اگر دیدیم استقبال از مراسم 22 بهمن (خصوصاً در مناطق کشور) به مراتب بیشتر از سال های گذشته است معلوم می شود که مخالفان و معترضان دولت چه قدرت و وزن بزرگی در جامعه دارند. با حضور گسترده چند میلیونی در تهران و خصوصاً در شهرستان ها، ما از این روز به بعد می خواهیم سبز بودن را سوای بر گونه هر تعلق خاطر فکری، عقیدتی، دینی، سیاسی و حزبی، به عنوان نماد طرفدار واقعی ملت بودن در برابر حاکمان و سرکوبگران حقوق ملت نشان دهیم. ای کاش خودم هم به عنوان یکی از طرفداران و دوستداران ملت مظلوم خود در منطقه ام بودم و نشانه ای از این قدرت را نشان می دادم.

