تبليغاتX
ایــده
نمایشگاه هوایی آمریکا در لاس وگاس 

نمایشگاه هوایی آمریکا در لاس وگاس


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه ششم آذر 1388 و ساعت 3:45
پادپخش سبز 

پادپخش سبز

     یکی از نتایج ناخواسته ی بسیار مثبت جنبش سبز افزایش میزان مطالعه بسیاری از ایرانیانی است که اکنون با اشتیاق اخبار و تحولات کشور به ویژه آنچه از طرف سبزها خلق می شود را دنبال می کنند. این کار برای کسانی که تاکنون مطالعات عمومی و اجتماعی چندانی نداشته اند یک توفیق است اما برای بعضی که با ذوق و شوق زیادی این گونه مطالب را دنبال می کنند شاید قدری منجر به کمتر شدن مطالعات تحصیلی و یا تحت تأثیر قرار گرفتن کارهای روزمره آنها بشود. از این رو پیدا کردن منبعی که در حد چند دقیقه مهمترین اخبار جنبش سبز را در اختیار خوانندگان قرار دهد کار جالبی خواهد بود. یکی از این منابع پخش صدای اینترنتی (پادکست صوتی) اخبار سبز است که چند هفته ای است توسط وب سایتی به نام دیوارنویسی ارایه شده است. تهیه کنندگان این کار، همچنین گروهی در گوگل تشکیل داده اند که روزانه برای اعضای آن این پادپخش های چند دقیقه ای را با ایمیل ( از طریق آی دی جی میل) می فرستند. می توانید جهت عضویت و دریافت این اخبار از این لینک اقدام کنید. از جاذبه های این پادکست ها، پخش تکه هایی از آهنگ های سبز و همچنین بخش های خیلی کوتاهی از مصاحبه ها و سخنرانی های برخی از سیاستمداران است که تنوع خاصی به این کار داده است.    

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 5:9
پروژه های درسی دانشجویی 

پروژه های درسی دانشجویی


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 0:14
پاسخ به یک کامنت خصوصی 

پاسخ به یک کامنت خصوصی

    در ذیل پست گزارش کنفرانس سال گذشته کامنتی به صورت خصوصی از یکی از خوانندگان وبلاگ در مورد بازدید نکردنم از غرفه های آمریکایی آن کنفرانس داشتم. پاسخ این کامنت را از طریق ایمیل به این دوست عزیز ارسال کردم و اجازه گرفتم که آن کامنت و جواب مربوط را عمومی کنم. اما قبل از آن لازم می دانم این نکته را عرض کنم که خوانندگان خصوصاً دوستان را دوست دارم که از نظرات و رفتار خودم به صورت عمومی انتقاد کنند و بسیار راحت باشند از اینکه از خرد خُرد بنده خرده بگیرند و هر آنچه را به ذهن دارند بیان کنند تا دیگران هم احساس کنند که می توانند در یک فضای انتقادی نظرات خود را به صورت شفاف به دیگران منتقل کنند.

آن کامنت خصوصی :

    سلام دکتر، برایم جالب بود شما به غرفه هایی که مسوولینش آمریکایی یا در خصوص سلاح بود بدلیل ایرانی بودنتون نزدیک نمیشدید. میدونید چرا؟ چون نمیخواهید موقعیتی که در آنجا دارید تضعیف بشه یا از بین بره. به هر روی محافظه کاری یا به اصطلاح وعاظ تقیه میکنید. خب چرا تو نوشته هات مردم اینجا را به گرفتن حقوق خود از طرقی که باب دل حکومت نیست تشویق میکنید؟ خب اینجا هم مسائلی هست که مثل همون غرفه هایی که آمریکائیان مسوولشند یا سلاح هسته ای دارد بایستی کناره گیری کرد. اینها همون خطهای قرمز نظامند که شما به شکستن اون تشویق میکنید ولی بدان این خطوط بدلیلی که دکتر در آمریکا از دیدن غرفه های مورد علاقه اش دیدن نمیکند و عطایش به لقایش میبخشد ما هم مهر بر لب زده خون خورده و خاموشیم.

جواب من :

    سلام، تشکر از کامنت شما. خوب شد که این سؤال را پرسیدید، منتظر بودم که کسی پیدا شود و این رفتار احتیاط آمیز را نقد کند. لازم می بینم توضیحاتی در این زمینه بدهم. البته کاشکی این کامنت را عمومی گذاشته بودید که جواب را برای دیگران هم می گذاشتم.

   اول از همه این است که شخصاً علاقه ای به مسایل و مباحث هسته ای نداشته و ندارم و همانطور که نوشتم فقط به خاطر درخواست استادم به آن کنفرانس رفتم. طبیعی است که کمتر کسی تمایل دارد به کنفرانسی غیر از رشته خودش برود. در آن غرفه ها هر چه از آمریکاییها دیدم غرفه های نظامی بود، البته چند تا غیر نظامی هم بود که بیشتر بروشور داشت و فکر کنم اطلاعات اقتصادی، نه ابزارآلات که چندان نظر مرا جلب کند. سؤالی هم نداشتم که در این موارد بپرسم. حتی در مورد دیگر زمینه های استفاده از انرژی هسته ای مثل نیروگاه و ادوات اندازه گیری به سختی سؤالی به ذهنم می آمد. رشته ام چیز دیگری می گفت فقط دوست داشتم ببینم این تکنولوژی چه ارتباطی با دیگر تکنولوژی ها مثل برق و مخابرات دارد. نزدیک نشدنم به آمریکاییها نه از جهت واهمه ای بود که از آنها داشتم که نکند اینجا برایم مشکلی پیش آید، اتفاقاً در 2 بار رفتن و برگشتنم به آنجا  (لاس وگاس به رینو) با اینکه می دانستم در فرودگاه به پاسپورت و هر چه همراهم هست تا مهر و جانماز و مدارک دیگر یکی یکی نگاه می کنند و به عنوان یک ایرانی ازم می پرسند که اینها چیست و برای چیست و ... ولی باز مجلات و بروشورها و اطلاعات  مربوط به این نشست که بالاترین نشست علمی هسته ای سالانه آمریکا است را همراه خودم حمل می کردم، چونکه مطالبی مرتبط با برق در آنها پیدا کرده بودم. واهمه ام از اینها نبود، واهمه ام از ایرانی ها بود که مبادا زمانی مرا به این متهم کنند که با آمریکاییها در خصوص مسایل هسته ای کشورمان - آن هم موارد نظامی- صحبت کرده ام و مثلاً اطلاعاتی در اختیارشان قرار داده ام. وقتی که از کنفرانس برگشتم و با یکی از اساتید باتجربه ایرانی اینجا (از اساتید برق و کامپیوتر) - که یک روز به خاطر آن کنفرانس نتوانستم سر کلاسش حاضر شوم- همصحبت شدم، به محض آنکه بهش گفتم که در کنفرانس هسته ای آمریکا شرکت کرده ام، جوری نگاه کرد که برایش بسیار عجیب به نظر می رسید، گواینکه دست توی لانه زنبور کرده ام.

    به هر حال مساله هسته ای در داخل ایران خط قرمز است مثل جنگ که زمانی همین وضعیت را داشت. تابستان گذشته هم که در جم بودم و در حسینیه شهرخاص صحبتی عمومی با جوانان این روستا داشتم در همین مورد سوال کتبی پرسیده بودند که آن را خواندم و جوابی احتیاطی دادم. چون این مسأله را خط قرمز می دانستم.

    اما و صد اما که دفاع از حقوق مردم و هر گونه فعالیت سیاسی مسالمت آمیز به هیچ وجه خط قرمز نیست و همیشه تا آنجایی که وقت داشته ام در این زمینه فعالیت می کرده ام و به هیچ وجه ملاحظه کاری نمی کرده ام. دوستانم در انجمن نواندیشان کاملا خبر دارند که چگونه بعضی وقت ها همه آنها از شرکت در بعضی نشست ها خودداری می کردند و مرا تنها می گذاشتند و یا اصرار می کردند که فلان برنامه را برگزار نکنیم ولی کوتاه نمی آمدم. سعی می کنم یک یا دو  پست در این مورد (خاطرات) بگذارم. 

    خودم آدم میانه رویی هستم و هم در سطح منطقه و هم در کشور عملاً راه میانه را انتخاب می کرده و می کنم. نوشته هایم هم همینطور است. البته میانه روی بین همه که دو حد نهایی دارد: حد تند و حد کند. در سطح منطقه کسانی برای دفاع از حقوق منطقه قایل به کارهای به قولاً چریکی هستند کمااینکه چند سال پیش یک بار یک نفر چنین پیشنهادی را به من داد ولی گفتم این روش درست نیست. این یک نمونه از حد تند فعالیت است. اما حد کند این است که فقط تلویزیون نگاه کنیم و احیاناً روزنامه بخوانیم. حد وسط فعالیت می توان شامل تشکیل انجمن، نوشتن طومار، شرکت در راهپیمایی ها و کلاً مشارکت در حرکت های مسالمت آمیز دانست که من قایل به همین رویه هستم. در سطح کشور حد تند، براندازان و سلطنت طلبان هستند که اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارند و به دنبال سرنگونی آن هستند و حد کند آن اصولگرایان هستند. سعیم این بوده که بین این 2 باشم یعنی همان رویه ای که اصلاح طلبان داشته اند. بین اصلاح طلبان هم حد وسط را پیشه می کرده ام: نه اصلاح طلبی گنجی (حد تند) و نه اصلاح طلبی نمایندگان ادوار مجلس (حد کند).

    به هر حال خوشحال شدم که این کامنت خوب را گذاشتید تا این توضیحات را هم داده باشم.

 

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 6:11
نام و نام خانوادگی در جامعه بی آقا 

نام و نام خانوادگی در جامعه بی آقا


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 0:18
رسانه خیابان  

   رسانه خیابان

     جا دارد از حضور خیابانی و اعتراضی مردم تهران، شیراز، مشهد، تبریز، رشت و دیگر شهرهای شجاع کشورمان در 13 آبان تقدیر کنم. در جامعه ای که رسانه های عمومی نمی توانند صداهای جامعه را پخش کنند خیابان که عمومی ترین جا است جای اعتراض است و جا دارد که خیابان ها را تسخیر کرد و اعتراض های اینچنینی که برد مؤثرتر و مفیدتری دارد را همچنان با قوت و شدت ادامه داد. با این حال هیچ وقت نباید نسبت به خطاها و کاستی هایی که در هر کار انسانی وجود دارد غافل شد، خصوصاً خطاهایی که قبلاً تجربه شده اند. جنبش سبز هم از این قاعده مستثنی نیست و از این زاویه برای تقویت آن هر از چند گاهی نیاز به تنقیح و بررسی بی طرفانه دارد. از طرف مقابل حداقل باید این درس را بگیریم که اگر خود را نقد نکنیم و انتقادی درون جنبشی نداشته باشیم، خود عامل انحطاط و انزوای خود می شویم. در این نوشتار در نظر دارم قدری از این زاویه به حرکت های خیابانی جنبش سبز نگاه کنم و به نکاتی اشاره کنم.   

1. این اولین تجربه مردم ما در حرکت های اجتماعی است که بدون رهبر می خواهند جنبشی را از طریق ساختار شبکه ای به پیش ببرند. لذا طبیعی است که در اوایل کار اشکالات و معایبی در نحوه حرکت، طرح مطالبات، دسته بندی و اولویت بندی مسایل پیش آید. از این رو نباید چندان خوشبین بود که همه چیز طبق برنامه و راهبردی از قبل تعیین شده پیش برود.  

2. درست است که جنبش سبز بر خلاف جنبش اصلاحات، علاوه بر نخبگان و قشرهای دانشگاهی، توده های مردم را هم در بر می گیرد اما این گستردگی همچنان نیاز به وسیع تر و عمیق تر شدن دارد. در این شرایط نیاز است که تا حد ممکن جامعه به لحاظ ترویج و تعمیق اصول و دیدگاه های فکری این جنبش یکپارچه شود. شاید هیچ جامعه ایی به اندازه ایران اینقدر دچار اختلاف دیدگاه در بین عوام و نخبگانش نیست. نه فقط بین نخبگان و نخبگان، نخبگان و عوام، بلکه حتی بین عوام اینقدر اختلاف فکری و بینش در هیچ جامعه ای- حداقل در جوامع باثبات و آنهایی که به دموکراسی رسیده اند-  نیست.

3. طرح خواسته های حداقلی و عملی که بتواند حامیان بالفعل حداکثری داشته باشد به گسترده تر شدن جنبش کمک می کند. بسیاری از خواسته های سیاسی مورد قبول اکثریت مردم کشور است اما در عمل ممکن است مورد استقبال آنها قرار نگیرد و این بخش از حامیان حرکتی در نشان دادن این خواسته ها نداشته باشند. جنبش سبز بهتر است از خواسته هایی شروع کند که حامیان بیشتری حاضر باشند برای دفاع از آن خواسته ها حرکت کنند. برای مثال برکناری شخص اول مملکت یا تغییر قانون اساسی ممکن است خواست بسیاری از مردم کشور باشد اما مطرح کردن آن، در عمل آن قدر حمایت را به همراه ندارد. واضح تر اینکه شعار طرفداری از مهندس موسوی از بار اجتماعی بالاتری نسبت به شعار علیه آقای خامنه ای برخوردار است. به همین صورت نه شرقی نه غربی، دولت سبز ملی توان اجتماعی بالاتری نسبت به نه شرقی نه غربی جمهوری ایرانی دارد. همچنین اجرای کامل قانون اساسی مقبولیت عملی بیشتری دارد تا تغییر اساسی قانون اساسی.  حرکت بزرگ و بی سابقه مردم در روز 22 خرداد یکی از عواملش همین بود که کاندیدای خواست ملت که عملاً از او حمایت کردند مطالباتی حداقلی مطرح کرد طوریکه مردمی که این جنبش را در آن روزها خلق کردند با طرح چنین خواسته ها و شعارهایی بیشترین همبستگی و همرنگی را در جامعه به نمایش گذاشتند. رادیکال کردن خواسته ها و شعارها و تند و تیز کردن حرکت ها باعث باریک تر شدن جبهه های حرکت جنبش سبز می شود که این باعث افزایش ضربه پذیری جنبش می شود. علاوه بر حرکت های طولی جنبش سبز به سمت مخالفان، لازم است به همان اندازه و بل بیشتر به فکر حرکت های عرضی به سمت موافقان جنبش بود.

4. اشکالی ندارد که کسی نظر های متفاوتی برای پیشبرد حرکت جنبش سبز بدهد ولی مطرح کردن برخی خواسته ها به عنوان محور مطالبات بهتر است که با در نظر گرفتن ظرفیت های جامعه و ساختارهای مورد توافق اکثریت جامعه صورت گیرد. نظریه پردازان بجای عقلانی کردن خواسته های جدید و یا طرح شعارهای جدید ولو کوچک و کاملاً مصداقی، بهتر است به تعمیق و تبیین خواسته های گذشته و حال بپردازند.

5. فقط به فکر اینکه چه چیزی حق است نباید بود بلکه به فکر اینکه چه روشی جواب می دهد هم باید بود. البته استفاده از روش های نادرست ولو آنکه کارگر باشد درست نیست. حتی آنکه شعاری منجر به تغییری شود اما اگر به خود شعار اعتقاد نداریم سر دادن آن درست نیست. بر خلاف رویه طرف مقابل که وسیله را با هدف توجیه می کنند (مهم هدف است و نه وسیله)، برای ما هدف و وسیله به یک اندازه مهم است. در انتخابات یکی از دلایل موفقیت اکثریت اصلاح طلبان این بود که آنها از کاندیدایی حمایت کردند که امکان رأی آوری اش زیاد بود. اینکه چه کسی اصلاح طلب تر است را موقتاً کنار گذاشتند و دنبال این رفتند که کدام گزینه امکان رأی آوری بیشتری دارد. بعد از انتخابات هم باید به فکر راه و روش هایی بود که جواب دهد ولو آنکه حق و حقوق مردم خیلی فراتر از پیمودن این راه ها باشد. 

 

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 0:2
گزارش کنفرانس سال گذشته 

گزارش کنفرانس سال گذشته


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 0:11
13 آبان در مناطق 

13 آبان در مناطق

     تقریباً همه راهپیمایی ها برای نشان دادن اعتراض است. در کشور ما موارد اعتراض زیاد است که عمده آنها از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری اخیر شروع شده. شاید برای بعضی هنوز حق بودن اعتراض جای سؤال باشد اما غیر از نتیجه انتخابات، در مملکتی که قبول ندانستن نتیجه انتخابات جرم تلقی شود، می توان عمق اعتراض را پیش بینی کرد.  بدتر از آن اینکه بیایند بخاطر این جرم!، کسی را در خیابان و یا زندان بکشند و قاتل را هم معلوم نکنند و هیچگونه پیگیری را جواب ندهند و در عوض کسانی که از این روند معترض هستند را بدون آنکه به آنها بگویند جرمشان چیست بازداشت کنند. بدون آنکه تفهیم اتهام شوند آنها را در جاهای نامعلوم نگهداری کنند. بدون آنکه دادگاهی شوند و حکمی برای آنها صادر کنند ماه ها در سلول های انفرادی و بند های عمومی نگه دارند. مجبور به اعتراف کنند حتی اگر شده به کارهای ناموسی آنها را بدنام کنند. صدا و سیما هم به میل آنها فقط یک صدا را پخش کند و اعتراضات را وارو کند. روزنامه ها هم از پوشش اخبار اعتراضی جامعه بر حذر دارند و آنهایی که برد بیشتری دارند را توقیف کنند. سایت های اینترنتی معترض و پرطرفدار را هم فیلتر کنند. آن دسته از دانشجویان معترض که علناً مخالفت خود را اعلام می کنند را هم از تحصیل محروم کنند و یا به کمیته های مختلف احضار کنند. اساتید با عقاید مخالف هم تا بتوانند بازنشست کنند و ممنوع التدریس کنند. هنرمندی که به کاندیدایشان رأی نداده هم ممنوع الخروج کنند. مدیران و مسئولانی هم که در انتخابات از کاندیدای رقیبشان حمایت کردند از کار برکنار کنند. آنگاه که برای پیگیری به نهادی مرجع مراجعه کنی بگویند ما خبر نداریم و نهایتاً دست به دعا شوی و دعای کمیل بخوانی و باز هم دستگیر شوی. آنگاه به همه این مسایل گفته شود اینها توطئه دشمنان است.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 0:4
جایزه 88 ایـده (1) 

جایزه 88 ایـده  (1)

      


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 0:4
چشمان علما و غرب 

چشمان علما و غرب

     چند روز پیش خبری خواندم که آیت الله جوادی آملی انتقادی به منشور حقوق بشر وارد کرده است. می توانید این خبر را از اینجا بخوانید. انتقاد اصلی ایشان این است که این منشور بر اساس مبانی غیر ازلی تدوین شده است. در این نوشتار در نظر دارم در این خصوص به چند نکته اشاره کنم.

  1. پیش فرض هایی که بسیاری از علما و فقهای ما نسبت به آنچه توسط دانشمندان، متفکران و فیلسوفان غربی تدوین شده با تلقی که اکثر عوام ما نسبت به دنیای غرب دارند تفاوت چندانی ندارد. برای مثال در همین اظهار نظر در مورد حقوق بشر، آقای آملی می گوید که« آنها (غربی ها) بین خوک و گوسفند فرقی نمی‌گذارند». اینکه کسی فکر کند در غرب (به خاطر آزادی و حقوق بشر) هر کسی حق دارد هر چه می خواهد بخورد پس آنها فرقی بین هیچ گوشتی نمی گذارند و یا چون به همه خلایق به دیدی مادی نگاه می کنند پس فرقی بین هیچ گوشتی نمی گذارند ناشی از همان تصور عامیانه و تبلیغ شده ای است که در جامعه ما نسبت به غرب وجود دارد. یادم می آید ماه های اول که تازه به اینجا آمده بودم تلفنی با یکی از اقوام مان صحبت می کردم، او می خواست بداند در اینجا چه نوع غذاهایی است. می گفت که خیلی ها از او پرسیده اند که آیا اینجا گوشت مرغ و گوساله و گوسفند هم پیدا می شود. حتی پسر کوچکی داشت که می گفت اگر طالب برگردد و بیاید خانه مان و در یخچالمان را باز کند و ببیند که گوشت قورباغه نیست ... . این مثال نمونه ای از یک تصور نادرست است. البته اینجا جای بحث در این مورد نیست ولی چون این مثال زده شد، بد نیست که بگویم اینجا درست است که گوشت خوک هم در فروشگاه های مواد غذایی می توان پیدا کرد اما گوشت های اصلی و رایج دقیقاً همان هایی است که خودمان در ایران داریم (گوساله، گوسفند، مرغ، ماهی و میگو). در هر رستوران و یا برگری که بروی هم همینطور است و از این لحاظ باید آنقدر گشت تا بتوان جاهایی را پیدا کرد که گوشت  چنین حیواناتی (آن هم خوک نه هر نوع جانوری!) طبخ شود.
  2. در مورد نگاه جنسی که به غرب وجود دارد یادم می آید موقعی که دوره راهنمایی بودم تلویزیون برنامه ای به نام سراب پخش می کرد و نشان می داد که دختران در آمریکا در سنین نوجوانی به علت روابط نامشروع حامله می شوند. خودم آن موقع از آن برنامه برداشت کردم که در این کشور رابطه جنسی مثل حیوانات آزاد است طوریکه هیچ محدودیت و یا منعی برای این کار وجود ندارد. هر چند که این موضوع را کمتر کسی بود که به راحتی با من صحبت کند اما کمابیش احساس می کردم که در جامعه ما حداقل بین عوام چنین تصوری نسبت به غرب وجود دارد. در این باره قبلاً در 2 پست جداگانه مطالبی ارایه کرده ام که می توان با نگاه به واقعیت های اینجا پی برد که این تصویرها و تصورها تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است.
  3. از 2 مورد فوق می خواهم این نتیجه را بگیرم که بر اساس همین تصورات تبلیغ شده در رسانه های رسمی کشورمان است که بسیاری از فقها و علمای ایرانی نقدهای تند خود را بر فرهنگ و معارف غرب وارد می کنند. برای تأیید این ادعا می توانم به مقایسه دیدگاه های این بخش از روحانیون با روحانیونی که مدتی در غرب زندگی می کرده اند، اشاره کنم. تا آنجایی که این صنف را می شناسم و آثار آنها را مطالعه کرده ام این تفاوت در نگاه به غرب را در آرای آنها به وضوح دیده ام. برای مثال وقتی به نظریات روحانیونی چون مرحوم مطهری، مرحوم بهشتی، مجتهد شبستری، سید محمد خاتمی و محسن کدیور - که هر کدام سالهایی از عمرشان را در غرب گذرانده اند- نگاه می کنیم می بینیم که در مقایسه با همکسوتان خود دیدگاه های ملایمتری نسبت به غرب دارند.
  4. البته نوع نگاه به غربِ روحانیون فقط متأثر از زندگی کردن در غرب نمی شود بلکه شاید مهمتر از آن به مطالعات و منابع معرفتی مطالعاتی آنها بر می گردد. به جنبش راه سبز (جرس)! قاطع می توان گفت که بسیاری از روحانیون ما که از معارف و علوم انسانی غرب و به طور کلی مدرنیته ایراد می گیرند، نه فلسفه آنها را خوانده اند، نه علوم آنها و نه تاریخ آنها را. آنهایی که خوانده اند مثل مرحوم علامه طباطبایی نگاهی به آن تنگی به غرب ندارند. در واقع این پیش زمینه های معرفتی و مطالعاتی پیشینی روحانیون بوده که اساس نظرورزی های بعدی آنها را شکل می داده است. اگر آنها همانند مرحوم مطهری می آمدند کتب معرفتی غربی را می خواندند و آنها را بخاطر ضاله انگاشتن از اساس رد نمی کردند، اینقدر نسبت به مقوله های مدرن و امروزی مثل آزادی، دموکراسی و حقوق بشر سر ستیز نداشتند.   
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 0:11